تبليغاتX
هاشمي دوست داريم

هاشمي دوست داريم

وبلاگ بروبچ طرفدار هاشمي

احمدي نژاد و انديشه هايش

  1.  آزادی بیان در خانه
  2. 2آزادی حکومت مردم بر مردم مبتی بر نظام ولایت سالاری
  3. آزادی میدان آزادی برای عکس گرفتن (مخصوص شهرستانی ها)
  4. آزادی نشریات و روزنامه ها تا حد درج عکسهای فوتبالیستها با پاهای لخت
  5. آزادی رادیو و تلویزیون برای پخش زنده فوتبال
  6. آزادی زن و مرد محرم در خانه بگونه ای که زن بدون چادر باشد
  7. آزادی در دانشگاهها و حذف جداسازی راه پله ها و راهروها
  8. آزادی سخنرانی در مکان های عمومی (بیشتر توالتهای عمومی)
  9. آزادی فریاد کشیدن در حمام خانه
  10. آزادی پوشیدن کفشهای سومساری و نوک باریک
  11. آزادی شرکت در سخنرانی ها (بیشتر خطبه های نماز جمعه)
  12. آزادی تولید چماق در سطح ملی و تشویق و حمایت دولت از این صنایع
  13. آزادی پوشیدن لباس سبز رنگ به جهت ارادت ایشان نسبت به این رنگ
  14. آزادی زندیانی که با چماق دست به قتل زده اند.
  15. آزادی شهروندان در انتخاب همسر مورد علاقه شان (اما اگر با عوامل ایشان رای زنی شود بهتر است).

برگرفته از اينجا

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 22:26  توسط طرفدار هاشمي  | 

ديدار هاشمي با دانشجويان در دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 22:15  توسط طرفدار هاشمي  | 

پس از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات

- مایلی‌کهن مجددا سکان هدایت تیم ملی را در دست خواهد گرفت.

- از ۲۰۰ متر مانده به اداره یا شرکت مسیر باید بصورت سینه خیز طی شود تا افراد در هنگام حضور در محل کار به اندازه کافی خاکی باشند.

- از این به بعد سر کلاس‌های زبان باید این آهنگ خوانده شود (با ریتم سوی دیار عاشقان خوانده شود)

everybody esteme'o, everybody estame'o...

We are going to Karbala, We are going to Karbala

- حضور آقایان و خانم‌ها در خیابان‌ها فقط به ترتیب در روزهای زوج و فرد میسر خواهد بود.

- اجازه ساخت آپارتمان در صورتی صادر خواهد شد که طبقه اول حسینیه باشد.

- از سخنان امام جمعه بعد از هر خطبه امتحان بعمل خواهد آمد و ۳۰٪ نمره کنکور سراسری دانشگاه‌ها را نتایج این امتحان تشکیل خواهد داد.

- ناهیان از منکر اجازه دارند کراوات افرادی را که کراوات می‌بندند تا حد خفگی بکشند و ول کنند و این کار را به کرات تا توبه کردن فرد ادامه دهند.

- کسانی که ریش آنها کوتاه است تا رسیدن طول آن به ۱۰ سانتی‌متر در بازداشت به سر خواهند برد.

- مردم موظفند آنقدر عبادت کنند تا آنجا که آیه‌ای از طرف باریتعالی نازل شود به این مضمون که «تو رو من (خدا) بسه دیگه، مگه شما خونه زندگی ندارید.»

- تمام سفرهای توریستی به خارج از این پس به بازدید از مناطق جنگی تغییر پیدا خواهد کرد.

- از کسانی که نتوانند خانواده خود را از نظر مالی تأمین کنند تقدیر بعمل خواهد آمد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 18:23  توسط طرفدار هاشمي  | 

طرفداري دي جي مريم از هاشمي

محشر نصراللهی (دی جی مریم) در حمايت از هاشمي كنسرت اجرا كرد. اينجا رو كليك كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 18:17  توسط طرفدار هاشمي  | 

زنان در دولت احمدی نژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 15:18  توسط طرفدار هاشمي  | 

جبهه مشاركت : براي جلوگيري از خطر ظهور فاشيسم مذهبي، دست خود را به سوي همه نيروهاي حامي آزادي، دموكر

جبهه مشاركت : براي جلوگيري از خطر ظهور فاشيسم مذهبي، دست خود را به سوي همه نيروهاي حامي آزادي، دموكراسي و حقوق بشر دراز مي‌‏كنیم، امروز

جبهه مشاركت ايران اسلامي با صدور بيانيه‌‏اي ضمن دعوت از مردم براي حضور گسترده در انتخابات رياست‌‏جمهوري، اعلام كرد كه در دوره دوم انتخابات، فعالانه در برابر جبهه متكي به حزب سياسي- نظامي وارد عرصه انتخابات خواهد شد.

متن كامل بيانيه به اين شرح است:
هماهنگونه كه در بيانيه‌‏هاي قبلي يادآور شديم، جبهه مشاركت بر پايه ارزيابي از شرايط داخلي و بين‌‏المللي ايران و اهدافي مرحله بندي شده، وارد عرصه فعاليت‌‏هاي انتخاباتي شد و در مرحله پاياني و علي‌‏رغم رخدادهاي ناخوشايند، همچون اعمال نظارت استصوابي توسط شوراي نگهبان و در ابتدا متوقف كردن دكتر معين و سپس ورود مجدد ايشان به انتخابات و در يك شرايط نابرابر و متفاوت، باز هم هدف و تلاش ما اين بود كه در اين رقابت راه خود را بپيماييم و اصلاحات را "گامي به پيش" بريم و امروز وجدان ما راضي است كه براي دستيابي به استقلال, آزادي, دموكراسي و تامين حقوق بشر در اين كشور همه توان خود را به كار بسته‌‏ايم و پژواك صداي ما مخاطبان خود را يافته و فضاي سياسي- اجتماعي را در جهت ارتقاء حقوق شهروندي تغيير داده است.
جبهه مشاركت ايران اسلامي از همه شهرونداني كه بر پايه آگاهي, احساس مسووليت و تاثيرگذاري در اداره كشور به پاي صندوق‌‏هاي راي رفتند, به ويژه از افرادي كه به نامزد اصلاح‌‏طلبان پيشرو معين راي دادند, تقدير و تشكر مي‌‏كند و مطمئن هستيم كه حضور فعال و پيگيرانه شما در عرصه سياست ادامه خواهد يافت و همچون گذشته با انگيزه و باور به پيشبرد اصلاحات و دموكراسي عمل خواهيم كرد.
تجزيه و تحليل نتايج 27 خرداد درس‌‏هاي بسيار به ما مي‌‏آموزد و علل شكست اصلاح‌‏طلبان در انتخابات 27 خرداد و درس‌‏هاي آموزنده آن را پس از اتمام مرحله دوم انتخابات طي بيانيه‌‏اي تحليلي انتشار خواهيم داد اما تجربه اين انتخابات نشان داد در حالي كه حاكميت و نهادهاي انتصابي كه بايد اجماعي و ناظر داوري بي‌‏طرف باشند, با فعاليت‌‏هاي رسمي و علني و قانونمند احزاب مخالفت و مبارزه مي‌‏كنند و با فعالان سياسي برخورد مي‌‏نمايند ولي عملاً با حمايت از حزبي سياسي- نظامي در دوران تبليغات انتخاباتي و همچنين با به‌‏كارگيري آنها به عنوان ناظر انتخابات در پاي صندوق، به آساني راي‌‏سازي كرده و فرد مورد نظر خود را بالا مي‌‏كشند و در شرايطي كاملاً نابرابر و غير سالم نتيجه انتخابات را به نفع خود تغيير مي‌‏دهند و در اين راه با تمسك به قاعده "هدف وسيله را توجيه مي‌‏كند", راه خود را براي به دست‌‏گيري قوه مجريه و انحصار قدرت به دست يك جريان فكري سياسي خاص هموار نمايند. به جرات مي‌‏توان گفت كه شرايط سياسي و انتخاباتي ايران منحصر به فرد بوده و اراده‌‏اي برتر با استفاده از همه امكانات حكومتي، درصدد تحميل فردي از پيش‌‌‏تعيين‌‏شده به عنوان رئيس‌‏جمهور به ملت است كه اين را به وضوح مي‌‏توان از تلاش‌‏هاي بي وقفه دوران تبليغات و سپس نتيجه انتخابات روز جمعه دريافت.
جبهه مشاركت ايران اسلامي براي جلوگيري از انحصار كامل قدرت و يكپارچه شدن حاكميت و خطر ظهور فاشيسم مذهبي، دست خود را به سوي همه نيروهاي حامي آزادي, دموكراسي و حقوق بشر دراز مي‌‏كند و از همه آنها مي‌‏خواهد كه در اين شرايط حساس بي‌‏تفاوت نبوده و نسبت به آنچه رخ داده با حضور خود در انتخابات دور دوم واكنش نشان دهند. خطري كه الان كشور را تهديد مي‌‏كند، خطر فعال شدن و دخالت مستقيم احزاب پادگاني و خصوصاً خطر دخالت نظاميان در عرصه انتخابات و در سياست رسمي كشور است. هم‌‏اكنون پس از اعلام نتيجه انتخابات، دو جبهه نانوشته در كشور در حال شكل‌‏گيري است. جبهه‌‌‏اي كه با اتكاء به حزب سياسي - نظامي مي‌‏خواهد به هر قيمت برنده انتخابات باشد و جبهه‌‏اي كه از ظهور اقتدارگرايي افراطي به شدت نگران شده است. اين جبهه نگران، دربرگيرنده طيف وسيعي است كه يك سر آن روحانيان نگران ظهور اقتدارگرايي و فاشيسم مذهبي است و سر ديگر آن علاقمندان به دموكراسي و حقوق بشر قرار دارد. جبهه مشاركت ايران اسلامي با اذعان به حساسيت و خطير بودن شرايط كشور، اعتقاد دارد بايد ظرف روزهاي آينده يكي از عناصر فعال مخالفت با اقتدارگرايي افراطي باشد و در دوره دوم انتخابات فعالانه در برابر جبهه متكي به حزب سياسي - نظامي وارد عرصه انتخابات خواهد شد.

برآيند عمل ما مي‌‏تواند كشور را از فرو رفتن در دام تماميت‌‏خواهي و طالباني‌‏گري نجات دهد و علي‌‏رغم تلاش سازمان‌‏يافته و منسجم اقتدارگرايان، آنان را در دستيابي به انحصار كامل قدرت و حاكميت ناكام‌ ‏سازد و در اين مسير بايد هوشمندانه, ايثارگرانه و آينده‌‏نگر باشيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:43  توسط طرفدار هاشمي  | 

تلاش گسترده براي تكذيب ديدار قاليباف با هاشمي رفسنجاني، بازتاب

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: پس از انتشار خبر ديدار قاليباف با هاشمي رفسنجاني در عصر روز گذشته، تلاش‌هاي گسترده‌اي براي تكذيب اين ديدار از سوي يكي از مراكز قدرت، صورت گرفته است.
بنا بر اين گزارش، اين مركز، فشار فراواني به قاليباف وارد آورده است تا ملاقات خود با هاشمي رفسنجاني، را تكذيب كند.

بنا بر شنيده‌ها، قاليباف نيز از دفتر هاشمي رفسنجاني، خواسته است تا ملاقات مذكور را تكذيب كند و پس از گذشت چند ساعت از انتشار خبر، دفتر هاشمي رفسنجاني سرانجام در ساعت 21:30 شب گذشته با ارسال جوابيه يك سطري، ملاقات محمدباقر قاليباف با اكبر هاشمي رفسنجاني را تكذيب كرد.

در اين جوابيه يك سطري آمده است:
«مديريت محترم سايت بازتاب
با سلام
به دنبال درج خبري در آن سايت مبني بر ملاقات آقاي دكتر محمدباقر قاليباف با هاشمي رفسنجاني، بدين‌وسيله اين ملاقات تكذيب مي‌گردد».

در اين حال، منابع «بازتاب» با تأكيد بر انجام ملاقات قاليباف با هاشمي رفسنجاني، علت تكذيب اين ملاقات را وارد شدن فشارهاي سنگين از سوي برخي مراكز قدرت به قاليباف براي عدم حمايت از هاشمي مي‌دانند.
طي دو روز گذشته، احمد توكلي، جمعيت ايثارگران و جبهه اصولگرايان تحول‌خواه يا آبادگران مجلس كه در دور نخست انتخابات از محمدباقر قاليباف حمايت مي‌كردند، حمايت خود را از محمود احمدي‌نژاد اعلام كردند.

پيش از آن بازتاب در خبري تحت عنوان ديدار قاليباف با هاشمي رفسنجاني، نوشته بود:
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: محمدباقر قاليباف، كانديداي دور نخست انتخابات رياست‌جمهوري، عصر امروز با حضور در دفتر هاشمي رفسنجاني، با وي ملاقات كرد.

بنا بر اين گزارش، قاليباف در اين ديدار مراتب احترام و ارادت خود را نسبت به هاشمي رفسنجاني اظهار كرده است.
گفتني است، در جريان رقابت‌هاي دور اول انتخابات رياست‌جمهوري، بيشترين تخريب هاشمي رفسنجاني توسط دو سايت اينترنتي خط نهم و آبادگران كه وابسته به رئيس ستاد انتخاباتي قاليباف بودند، انجام شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:36  توسط طرفدار هاشمي  | 

لیست کابینه احمدی نژاد (آفتاب)

در محافل مختلف از لیست اسامی کاندیداهای کابینه دکتر احمدی نژاد صحبت زیادی در میان است. برخی از اخبار حاکی است مالکیت که پاره ای از سمت ها هنوز قطعی نشده و قرار است بعدا در مورد آن تصمیم گیری شود. لیست نهایی شده تاکنون به قرار زیر است:

وزیر خارجه: دکتر عباسی ابیانه
وزیر کشور: فرهاد نظری
وزیر امور اقتصادی و دارایی: دکتر احمد توکلی یا (ولی الله سیف)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: حاج کلهر
سخنگوی دولت: حسین شریعتمداری
وزیر آموزش و پرورش: حسین مظفر
وزیر دفاع: شمخانی
وزیر علوم: رحیم پور ازغدی
رئیس سازمان تربیت بدنی: امیر قلعه نوعی
وزیر نیرو: دكتر حسين الله كرم
معاونت امور زنان: نیره اخوان

وزیر صنایع: دکتر ذبیحی
وزارت نفت: مهندس یحیوی
وزیر بازرگانی: الیاس نادران
وزیر تعاون: غفوری فرد
وزیر مسکن: غلامحسین امیری

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:32  توسط طرفدار هاشمي  | 

حمايت سينماگران از هاشمي رفسنجاني درانتخابات رياست جمهوري، ايسنا

ناصر تقوايي، جمشيد مشايخي، رضا ايران منش، خسرو شكيبايي،هديه تهراني،رسول صدرعاملي و... (فهرست شماره 1)

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما


جمعي از دست‌اندركاران سينماي ايران حمايت گسترده خود از هاشمي رفسنجاني در دور دوم انتخابات رياست جمهوري(جمعه سوم تيرماه) را اعلام کردند.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اين بيانيه با عنوان (فهرست شماره 1) آمده است:

به نام آفريننده‌ي زيبايي‌ها

با اميد به شكوفايي هرچه بيشتر سينماي ملي ايران و ارتقاء شرايط براي رشد فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و صنعتي ايران بزرگ با در نظر گرفتن شرايط خطير كنوني در دوره دوم انتخابات رياست جمهوري ، به پرچم‌دار صلاح و اصلاح جناب آقاي علي اكبر هاشمي رفسنجاني راي مي‌دهيم.

محمد مهدي دادگو، مرتضي شايسته، رسول صدرعاملي، محمدحسين فرح‌بخش، هوشنگ نورالهي، سيروس تسليمي. مجيد مدرس، عبدالله عليخاني، محمد بانكي، اصغر بانكي، داريوش بابائيان، سيد محسن وزيري، عبدالرضا ساعتچي‌فر. علي سرتيپي، منوچهر زبردست، علي آشتياني‌پور، حميد اعتباريان، سيدجمال ساداتيان، حبيب‌ا... صحرانورد، منصور مزيناني، علي مزيناني، غلامحسين بلوريان، حميد مدرسي.‌مصطفي شايسته، ناصر تقوايي، فريدون جيراني، ابراهيم وحيدزاده، محمدرضا اعلامي، محمد زرين دست، اصغر رفيعي جم، فرج حيدري، مصطفي آلادپوش، ابراهيم شيباني، آرش سميريان، رحيم رحيمي‌پور، ايرج قادري، رضا بانكي، بيژن امكانيان، جمشيد مشايخي، خسرو شكيبايي، مجيد مظفري، امين حيائي، محمدرضا گلزار، مريلا زارعي، مهتاب كرامتي، عاطفه رضوي، هديه تهراني، پرستو صالحي، محمدرضا شريفي‌نيا، نگار فروزنده، الناز شاكردوست، ايرج نوذري، حميد گودرزي،‌ مهناز افشار، ‌حسام‌الدين نواب صفوي، كوروش تهامي، شهرام حقيقت دوست، شيلا خداداد، نيلوفر خوش خلق، رضا داودنژاد،‌ ميلاد صدرعاملي، حبيب رضايي،‌الهام حميدي، شيرين بينا، بهزاد جوان بخش، مهشيد افشارزاده، شهره لرستاني، پژمان بازغي، رضا ايران منش، محمد صالح علاء، مهدي سلوكي، انديشه فولادوند، حديث فولادوند، ترانه عليدوستي، سعيد نيك‌پور، رضا رويگري، فرهاد قائميان، پيام قاسم خاني، علي عابديني، قطب‌الدين صادقي، كامبيز ديرباز، صالح ميرزا آقايي، پيمان جعفري،‌اليزابت اميني، مهدي صوفي، يونس صباحي، آيدين ظريفه، عليرضا شمس، برزو ارجمند، امين زندگاني، اميد زندگاني، چكامه چمن ماه، مازيار ميري،‌شاهد احمدلو، انوشيروان ارجمند ،حامد بهداد، رضا رخشان، مهدي كرم‌پور (اسامي بعدي متعاقبا اعلام خواهد شد).

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:28  توسط طرفدار هاشمي  | 

از ميان 80873 ايراني خارج از کشور 30679 به هاشمي و 20745 به معين راي دادند، ايسنا

ستاد انتخابات كشور آمار آراي به دست آمده از شعب خارج از كشور را 83 هزار 818 راي مأخوذه اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، بر اساس اين آمار، به ترتيب احمدي‌نژاد با 7775 راي ، لاريجاني با 4130 راي، قاليباف 8584 راي، كروبي 7484 راي، مهرعليزاده 1476 راي، معين 20745 راي و هاشمي 30679 راي از شعب خارج از كشور دريافت كردند.

همچنين تعداد آراي صحيح اين شعب از طريق وزارت كشور 80873 و آراي باطله آنها 2945 راي اعلام شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 14:26  توسط طرفدار هاشمي  | 

- یه بار یه شهر رو گلبارون می کنن ۷۳ نفر می میرن می رن دنبال علتش می بینن گلها رو با گلدونش انداختن.

- یه بار یه بابایی ۵۲ نفر رو تو یه حادثه رانندگی می کشه. علت رو پلیس از ش می پرسه می گه داشتم  رانندگی می کردم   ترمز ماشینم برید گفتم چاره ای ندارم جز اینکه بزنم به خاکی دیدم ۲ نفر اینور خیابون وایستادن ۵۰ نفر اون ور خیابون گفتم بزنم به این دو نفر بهتره دیگه. ماشین رو هدایت کردم به سمت دو نفر ۱ نفرشون مرد. پلیس می گه ۱ نفرش درست ۵۱ نفر دیگه چی. می گه هیچی از اون ۲ نفر ا نفرشون رفت لای اون ۵۰ نفر من هم تعقیبش می کردم که ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 10:27  توسط طرفدار هاشمي  | 

اعتراض همسر شهيد رجايي به احمدي نژاد

ازاینجاست

عاتقه صديقي (رجايي) همسر شهيد رجايي با صدور بيانيه‌اي به آنچه شبيه سازي و سوء استفاده انتخاباتي از شخصيت و مشي همسرش مي‌ناميد اعتراض كرد.
به گزارش ايسنا،‌ در اين بيانيه آمده است :
مردم شريف و قدر‌شناس ايران اسلامي
سلام و درود بر شما كه همواره شرايط زمان را درك و در عين كمبودها و نارسايي‌ها در صحنه حضور پيدا كرده و با خدا معامله مي‌كنيد و ارادتمند خادمان دلسوز خود بوده و هستيد.بنا نداشتم در شرايطي كه حق و باطل آنچنان به هم آميخته كه تشخيص آن را به ويژه در مسائل سياسي بسيار دشوار ساخته است، صحبتي داشته باشم و به آن دامن بزنم؛ اما اكنون در وضعيتي قرار گرفته‌ايم كه بر خود لازم ديدم به اختصار مطالبي را با شما ملت عزيز در ميان بگذارم.
در انتخابات اخير رياست جمهوري ايران متأسفانه شخصيت شهيد بزرگوار رجايي در سطح وسيع به شكلهاي گوناگون با آقاي احمدي نژاد شبيه سازي شده و مورد سوء استفاده انتخاباتي قرار گرفته است و اين خود عين بي عدالتي و ظلم است. چگونه از ابتداي راه با بي عدالتي در رسيدن به قدرت كه به فساد نزديكتر است، مي‌توان عدالت را پياده كرد؟!
بنابراين خود را موظف مي‌بينم تا از كسي كه شهيدشده و در قيد حيات نيست كه مستقيما از خود دفاع كند، به دفاع از او و ارزشهاي الهي پرداخته و اين گونه شگرد‌هاي ناعادلانه و ترفند‌هاي غيرخداپسندانه را محكوم كنم.
در ادامه اين بيانيه آمده است: شهيد رجايي در سن چهل سالگي به درجه‌اي از كمالات انساني دست يافته بود كه براي آغاز آن راه سن چهل سالگي خيلي دير است. كمالات اخلاقي و معنوي او در روحيه انتقاد پذيري و جمهوري خواهي‌اش تبلور مي‌يافت. اين عمل و كاركرد رجايي بود كه او را به شخصيتي تبديل كرد كه امروز عده‌اي به دنبال آن هستند براي دستيابي به قدرت از نامش استفاده كنند؛ اما مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد.شهيد رجايي ظاهر و باطنش يكي بود. او اگر امروز در ميان ما بود از شجاع ترين انسانها در مقابله با اقتدار گرايي در حاكميت بود.
لازم به يادآوري است كه دخالت‌هاي سازمان يافته در انتخابات رياست جمهوري را بزرگترين تهديد نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مي‌دانم. لذا از سر خيرخواهي و حسن نيت به برادران و خواهران مشمول اين سخن توصيه مي‌كنم كه به وصيت حضرت امام در اين باره بيشتر بيانديشند.
در اينجا نگراني خود را از يكدست شدن حاكميت ابراز و اعلام مي‌كنم آقاي احمدي نژاد سنخيت و نسبتي با شهيد رجايي ندارد، خانواده شهيد رجايي او را نمي‌شناسند و با احمدي نژاد هيچ ارتباطي ندارند.
ما بايد بدانيم كه خداوند شهيد رجايي و ديگر شهداي گرانقدر و از همه مهمتر رهبر كبير انقلاب امام خميني(ره) را عزيز و حاكم بر قلبها كرد و قدرت اصلي و ماندگار همين است و بس.
اميدوارم خداوند متعال با هوشياري مردم اين گونه نقشه‌ها را خنثي نمايد. انشاء الله

همسر شهيد رجايي



+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 10:4  توسط طرفدار هاشمي  | 

تفكيك آسانسور خانمها و آقايان سیاست مفیدی ست

 خوبه احمدی نژاد تو خونه های خودمون کاری نداره..شانس نداریم که..فردا میاد میگه آقایون جدا خانوما جدا..نصف شهر مال خانما..نصف دیگش مال آقایون..خودشم که کارش تو شهرسازی درسته.....مثلا میری تو یه محله نوشته  آقایون(بالا ۵ سال) ورود ممنوع!!!! میری خونه میبینی یه پده کشیدن اونور دیگه نمیتونی بری!!! راستی مطلب پایینی از روزنامه انتخابه..نگید از خودمون در وکنیم!

 يك عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‌‏هفتم، از سياست‌‏ احمدي‌‏نژاد در جدا‌‏سازي خانم ها و آقايان درمكان‌‏هاي عمومي و آموزشي دفاع كرد و گفت :بحث بي‌‏اعتمادي به جوانان مطرح نيست، بلكه اين اقدام براي صيانت و حفاظت از آنان است.

احمد بزرگيان نماينده سبزوار در مجلس هفتم و از حاميان محمود احمدي نژاد درجمع خبرنگاران پارلماني، سياست هاي فرهنگي محمود احمدي‌‏نژاد، كانديداي راه يافته به مرحله دوم انتخابات را واقع‌‏بينانه دانست وتصريح كرد: عملكرد ايشان در شهرداري و در رابطه با سازمان فرهنگي، هنري شهرداري، ثابت مي‌‏كند كه به رعايت ارزش‌‏هاي اسلامي و انقلابي فرهنگي تاكيد دارند.
وي درپاسخ به اين سوال كه شروع كار ايشان در شهرداري تهران، همراه با ايجاد محدوديت‌‏ هايي در فرهنگسراهاي كشور بود، گفت : فرهنگسراها نبايد به مراكز تبليغ ضدارزشي- انقلابي تبديل شوند.
بزرگيان، تصريح كرد: فرهنگسراها بايد دنبال افكار و انديشه‌‏هاي‌ مختلف باشند و اين مكان، بايد به مكان غني‌‏سازي فرهنگ و انديشه انقلابي تبديل شود.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم در پاسخ به اين سوال كه اولين اقدام احمدي نژاد در شهرداري تفكيك آسانسور خانمها و آقايان از هم بوده است، آيا اين سياست در دوران رياست جمهوري ايشان در حوزه هاي ديگر اجرا مي شود؟ گفت : آيا به نظر شما اين مساله مشكلي دارد؟!
بزرگيان ادامه داد: ثابت شده است، اگر آقايان و خانم ها در بحث آموزش و تفكر جدا باشند، به مراتب پيشرفت بيشتر از زماني است كه مختلط هستند.
عضو فراكسيون اصول گرايان مجلس هفتم با تاكيد بر اين كه در كشورهاي غربي بحث جداسازي كلاس هاي آموزشي پيگيري مي شود، تصريح كرد : بحث جداسازي برمبناي بي‌‏اعتمادي به جوانان نيست بلكه براي صيانت و حفاظت بيشتر از آنان است .
بزرگيان در خصوص تلاش احمدي نژاد در سمت شهردار جهت تدفين شهدا در ميادين اصلي شهر، گفت: اين بحث مديون بودن به شهداست .
وي افزود : شهدا سمبل هاي استقامت, رشادت, شجاعت و جوانمردي هستند كه با تدفين شهدا در ميادين و برخي مكان ها آرمان ها و ارزش‌‏ها را براي نسل جوان حفظ مي‌‏كنيم.
نماينده سبزوار تصريح كرد: اين يكي از اصول تربيتي و بحث الگوسازي براي جوانان است.
خبرنگاري پرسيد؛ آيا با توجه به اين سياست ها با نحوه پوشش جوانان درجامعه و تنوع طلبي در رنگ لباس برخورد خواهد شد، وي پاسخ داد:قاعده اين است كه هر محيطي يك نوع از لباس رنگ و ادبيات و فرهنگ را مي طلبد.


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 19:30  توسط طرفدار هاشمي  | 

بسیجی هستم ولی به احمدی نژاد رای نمی دهم چون ...

من بسیجی هستم ولی به احمدی نژاد رای نمی دهم چون ...
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 19:18  توسط طرفدار هاشمي  | 

بورس در حكم قمار بازي است و بايد بساط اين گونه كارها در كشور برچيده شود

احمدي نژاد در گفت و گو با شبكه خبر: بورس در حكم قمار بازي است و بايد بساط اين گونه كارها در كشور برچيده شود

بابا این یارو چی داره میگه؟؟؟..

محمود احمدي نژاد معتقد است؛ بورس در حكم قمار بازي است و بايد بساط اين گونه كارها در كشور برچيده شود.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني "هاتف"، محمود احمدي نژاد پس از مشخص شدن نتيجه انتخابات در دور اول در گفت و گو با شبكه خبر گفت: بورس بدليل كارهايي كه در آن انجام مي شود در حكم قمار بازي است و بايد برچيده شود.
اين نظريه را حاج منصور ارضي از مداحين هيات هاي مذهبي در يكي از زيارت هاي عاشورا محرم امسال در حسينيه لباس فروشي ها ارايه كرد.
به اعتقاد ارضي مردم بايد از خريد سهام در بورس بدليل آنكه در حكم قمار است اجتناب كنند.
ظاهرا احمدي ن‍ژاد با الهام از نظر ارضي قصد دارد در صورت انتخاب اين نظريه را اجرا كند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 19:3  توسط طرفدار هاشمي  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 18:42  توسط طرفدار هاشمي  | 

احمدی نژاد و خبرنگاران

از سایت: روز

جلسه شنبه عصر احمدی نژاد با خبرنگاران در بحبوحه اعلام نتایج انتخابات و در حالی که هنوزستاد انتخابات کشور نتایج نهایی را اعلام نکرده بود نیز به بازی همیشگی او با خبرنگاران گذشت. احمدى نژاد در پاسخ خبرنگاری که از او پرسید، چگونه درحالى كه شوراى نگهبان و وزارت كشور بر سر دو كانديداى نهايى با همديگر اختلاف نظر دارند شما از نهايى شدن خود سخن مى گوييد.او با خنده ریزى، پس ازآنکه اطلاعات خود را به رخ خبرنگارکشید، گفت: نگاه شما نه قانونى است نه انسانى و نه اسلامى!

در همین مراسم هنگام خروج احمدى نژاد از سالن، خبرنگار شرق از او پرسيد آيا زندانيان سياسى را آزاد خواهيد كرد؟ كانديداى رياست جمهورى فقط خنديد. اين سئوال دوباره و دوباره تكرار شد و او نهايتاً چنين پاسخ داد:"كدام زندانيان سياسى؟ زندانيان سياسى در آمريكا؟" این درحالیست که تعداد زیادی از خبرنگاران زندانی در ایران با اتهامات سیاسی در حبس به سر می‌برند.

یک خبرنگار حوزه شهری که خاطراتی از احمدی نژاد را در وبلاگ خود بدون ذکر نام واقعی می‌‌نویسد در این باره نوشته است: بارها در سئوال پرسیدن از احمدی نژاد با اینگونه جوابها و ادا و اصولها مواجه شده ام. یادم نمی‌رود روزی که درباره ساخت و سازهای غیر مجاز بعضی از ارگان‌ها در دارآباد از شهردار سوال می‌کردم و او با تحکم می‌گفت به این سوال جواب نمی‌دهم و با تکرار سئوال من ،مصرتر در جواب ندادن می‌شد و می‌ گفت:سئوالی بپرس که دوتا مشکل مردم را حل کند! من سئوال دیگری را مطرح کردم ولی درپایان، دوباره سئوالم را تکرار کردم، ولی احمدی نژاد بدون هیچ حرفی از اتاق خارج شد.

حالا خبرنگاران که پس از هشت سال پر فراز ونشیب، سکوت را فراموش کرده اند و علی رغم همه تهدید ها و تعطیل های پیاپی نشریات و روزنامه هایشان ، حق انتقاد از دولت به عنوان بخش کوچکی از حاکمیت را یافته اند، نگران روزهایی هستند که این حداقل نیز از دست برود. اهالی مطبوعات به تماشای نتیجه انتخاباتی نشسته اند که پیروز آن باید تحمل انتقاد را داشته باشد.چیزی که در احمدی نژاد سراغ ندارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 13:23  توسط طرفدار هاشمي  | 

یه مطلب نازنین...از وبلاگ دوست عزیز آقا امید گل


دوست من تير برای انکه به جلو برود

ميبايست درداخل کمان کمی به عقب بازگردد


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 9:56  توسط طرفدار هاشمي  | 

احمدي نژاد و جداسازي زن و مرد در تاكسي و پياده رو ها

احمدي نژاد و جداسازي زن و مرد در تاكسي و پياده رو ها

یعنی تا این حد!!!!!!!!!! حالا بخونید میفهمید..ادامشم دیگه از منبع بخونین

هادي قابل با تاكيد بر اينكه "كساني كه در سر ميادين شلاق مي زنند امروز تلاش مي كنند احمدي نژاد رئيس جمهور شود" خاطر نشان كرد: حاميان احمدي نژاد بدنبال جداسازي زن و مرد در تاكسي و پياده رو ها هستند.

رئيس جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفتگو يي اضافه كرد: كساني كه در سر ميادين شلاق مي زنند امروز تلاش مي كنند احمدي نژاد رئيس جمهور شود و كنترل سياست جامعه ، فرهنگ و مسائل اجتماعي را در اختيار داشته باشد.
وي گفت: مردم بايد سوابق اين افراد براي راي دادن در دور دوم بررسي كنند . اين ها جز گروه هاي خشونت طلب بودند و خشونت را تقديس مي كردند و امروز نيز نمي توانند صحبت از آرامش كنند صحبت از آرامش توسط اين افراد چيزي جز فريب نيست. ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 9:13  توسط طرفدار هاشمي  | 

علی سپانلو میگه..

تقصیر من نبود ها!!! این گفته

محمد علي سپانلو: خطر بازگشت به برخوردهاي تند دهه 60 جامعه را تهديد مي كند

--------------------------------------------------------------------------------

  علي سپانلو(شاعر و مترجم) با تاكيد بر حمايت خود از كانديداي متعادل و با تجربه در دوره دوم انتخابات رياست جمهوري، در مورد پيروزي اصولگرايان افراطي گفت: خطر باز گشت به برخوردهاي تند دهه 60 و حوادث آن دوره جامعه فرهنگي را تهديد مي کند.

محمد  علي سپانلو ( شاعر و مترجم) در گفت و گو با "هاتف" اظهار داشت: ما در دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي در زمينه فرهنگي پيشرفت به سزايي داشتيم و اين قضيه مرهون شخصيت فرهنگي خود آقاي "خاتمي" است. خاتمي يک استثناي فرهنگي بود . متاسفانه در شوراي تبليغاتي دو كانديداي دوره دوم مسئله فرهنگ كم رنگ است.
وي با تمجيد از سياست هاي آقاي خاتمي ، گفت: آقاي خاتمي با شعار جامعه مدني توانست خود را در جامعه مطرح کند.
سپانلو در ادامه با انتقاد از عدم نگاه آرماني در ميان کانديداهاي رياست جمهوري، تصريح کرد: بعضي از کانديدها شعار هايي مي دهند که چندان جالب نيست. يعني چه! گران فروش را مي گيريم. محتکران  را شلاق مي زنيم و اينگونه شعارها. اينگونه سختگيري ها و برخوردها فقط ما را به عقب پس مي زند.

وي افزود: دولت جديد اگر هم  كاري براي فرهنگ انجام نمي دهد، فقط سعي كند جلوي پيشرفت فرهنگي دولت قبل را نگيرند و اجازه بدهد حداقل فرهنگ وادب به مسير خود ادامه دهد.
وي در پايان اظهار داشت: کسي که رئيس جمهور مي شود بايد داراي تجربه و پختگي باشد و از مشي اعتدال خارح نشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 20:0  توسط طرفدار هاشمي  | 

تو چی می گی؟

من می گم هاشمی این بار به وعده هاش عمل می کنه. چون آخرین باری هست که فرصت داره رییس جمهور باشه. پس می خواد با یک پرونده خوب از مسولیت کنار بره. نظر تو چیه؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 19:58  توسط طرفدار هاشمي  | 

دلیل طرفدارای احمدی نژاد

و طرفدراهای احمدی نژاد!!!! حالا فهمیدی این همه رای از کجا اومد؟؟؟..از همون یافت آباد زندگی کردنش...از همون نون و پنیر خوردنش!!! آخه یکی نیست بگه بابا پس اون ۱۷ میلیاردی که گفته بودی چی بود ماجراش؟؟؟..۱۷ میلیارد و نون و پنیر!!! خودتی محمود جون!! خودتی!!!!!..

""بله بله شما درست مي گوييد  به يادم مي آيد همين آقاي شهردار چند وقت پيش طرحي ها را براي جاده كشي يك مسير براي آمدن امام زمان پيشنهاد كرده بود. راي من هم براي احمدي نژاد""

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 18:50  توسط طرفدار هاشمي  | 

ایول مطلب!!!

احمدی نژاد، نابغه آسفالت، ابراهیم نبوی

--------------------------------------------------------------------------------

مردی از دل کویر

او از دل کویر برخاست، جایی که آفتاب در آن می درخشد و نور آفتاب انسان های بارور را از خود بیرون می دهد. نامش محمود بود. چون تازه به دنیا آمده بود و اسم مستعار پیدا نکرده بود، پدر و مادرش با همان اسم محمود صدایش می کردند. او وقتی به دنیا آمد پابرهنه بود و از همان زمان وقتی می دید فرزندان سرمایه داران و آقازاده ها با کفش به دنیا می آیند، رنج می کشید و شبها به کویر پناه می برد و با قلبی خونین برای پابرهنگان گریه می کرد. همگان وقتی محمود را می دیدند او را تحسین می کردند و می گفتند ماه دربیاد که چی بشه؟
خانواده اش همیشه فقیر بودند، مادرش می گفت: پسرم اگر نامزد شدی انصراف نده.

اونقه! اونقه! اونقه!

وی در گرمسار به دنیا آمد، در خانواده ای بسیار فقیر که حتی نان هم نداشتند بخورند. وقتی محمود به دنیا آمد مادرش در حالی که می گریست در گوشش گفت: تو باید برای فقرا و پابرهنگان زحمت بکشی و بعد از اینکه شهردار شدی، رئیس جمهور شوی. فرزندم! هرگز انصراف نده، چون باید رئیس جمهور شوی. محمود با چشمانی مظلوم به مادرش می نگریست و می گفت: اونقه! اونقه! اونقه! پدرش به مادر اصرار می کرد که این بچه شیر می خواهد، به او شیر بده. اما مادرش می گفت: نه، او دارد برای دفاع از عدالت فریاد می زند و برای فقرا و پابرهنگان گریه می کند.

داغ کردن، کوبیدن، راست کردن

پدرش، مردی از تبار کاوه آهنگر اسلامی بود. او آهنگری فقیر بود که یک چکش بسیار کوچک و فقیرانه داشت و سندان فقیرانه اش را نیز از یک بیابان پیدا کرده بود، چون حتی پول برای خریدن سندان هم نداشت. او هر چیزی را که به دستش می آمد داغ می کرد، بعد محکم ضربه می زد، بعد آنقدر می زد تا راست شود. محمد از همان کودکی این چیزها را از پدرش یاد گرفت: داغ کردن، کوبیدن، راست کردن. پدر محمود چون خیلی فقیر بود مجبور بود چیزهایی را که درست می کند بفروشد و با پولش که خیلی کم بود، برای هفت فرزندش که همه شان پابرهنه بودند کفش و جوراب بخرد. اما هوش سرشاری که در محمود بود باعث شد که وقتی پدرش خواست برای او کفش و جوراب بخرد به او جواب دهد: نه، من کفش نمی خواهم، من می خواهم پابرهنه بمانم. پدر محمود وقتی این حرف را شنید سجده شکر به جا آورد و وقتی سر از سجده برداشت دید محمود نیست.

من توی دهن مردم تهران می زنم!

آری! محمود به تهران آمده بود. او در آن زمان چهار سال بیشتر نداشت، اما در همان چهار سالگی، عقلش از سالها بعد که چهل ساله شد بسیار بیشتر بود. خانواده محمود به دنبال پسرشان به تهران سفر کردند، سفری بسیار دشوار و سخت. سفری که بیش از یک ماه طول کشید، بیست و نه روز آنها دنبال چمدان شان که باید لباس ها را توی آن می گذاشتند گشتند، چون چمدانشان گم شده بود و هرچه می گشتند پیدایش نمی کردند. به همین دلیل یک ماه سفرشان طول کشید. وقتی آنها به تهران رسیدند با مشاهده شهری بزرگ که ساختمانهایش چند طبقه بود خیلی تعجب کردند. خانواده محمود اولین بار اتوبوس دوطبقه می دیدند و اولین بار میدان های بزرگ را تماشا می کردند. پدر محمود از دیدن خانه های اشرافی که بسیاری از آنان خون مردم را می مکیدند بسیار غمگین شد و به محمود گفت: پسرم، تو باید انتقام ما را بگیری. محمود که چهار سال بیشتر نداشت به پدرش گفت: پدرجان! خیالت راحت باشد، خودم شهردار این شهر می شوم و چنان به آن گه می زنم که دیگر از این خبرها در آن نباشد
از همان جوانی تصمیم گرفت شهردار تهران شود تا از مردم تهران انتقام بگیرد.

فیزیک و شیمی و نابغه آسفالت

محمود احمدی نژاد در تهران بسرعت وارد مدرسه شد و برخلاف نظر همه آشنایانش موفق شد تحصیلات ابتدایی اش را آغاز کند. وی در مدرسه سعدی و دانشمند درس می خواند و موفق شد بعد از تمام کردن درس هایش وارد دانشگاه علم و صنعت شود. او در تمام مدت دبستان و دبیرستان علاوه بر کتابهای درسی مربوط به ریاضیات و فیزیک، توانست کتابهای شیمی و هندسه و ادبیات خود را هم بخواند و همین امر تحولی شگرف را در او بوجود آورد. وی سالها بعد وقتی که شهردار تهران شد توانست با استفاده از دانشی که در دبیرستان کسب کرده بود فرق سربالایی و سرپائینی که نقش شگرفی در آسفالت خیابانهای شهر داشت، بفهمد. یکی از کارشناسان شهرداری که احمدی نژاد را نابغه آسفالت می داند، معتقد است: این رجایی ثانی از هوشی سرشار برخوردار بود، من بعد از سه روز موفق شدم با او در مورد اینکه اجسام در سربالایی سرعت شان افزایش می یابد به توافق برسم. احمدی نژاد در این مورد دیدگاهی اصولگرایانه دارد. وی می گوید: در نظام شهرسازی اسلامی در سراشیبی خیابان اگر اذن ولی فقیه باشد سرعت بیشتری بوجود می آید.

چریک جوان

خانه محمود احمدی نژاد در خیابان آیزنهاور سابق، یا همان خیابان آزادی کنونی بود. ماهها بود که او هر روز صبح با سروصدای مردم از خواب بیدار می شد و در فکر فرو می رفت. فکر پابرهنگان همواره در ذهن او بود. بالاخره دوماه بعد از اینکه هر روز جلوی خانه شان صدای مردم می آمد یک بار از خواب پرید و تصمیم گرفت با مردمی که سروصدا می دادند، دعوا کند. از خانه بیرون رفت و متوجه شد که مردم در حال انقلاب کردن هستند. از همان زمان بود که به صفوف به هم فشرده انقلابیون پیوست. یک روز در صفوف به هم فشرده انقلاب بود که کسی به او کاغذی را داد و گفت این را بده به اون یکی. محمود این وظیفه انقلابی را بخوبی انجام داده و آن اعلامیه را به دست مردی از تبار انقلاب که داشت راه می رفت داد و از آن پس به کار توزیع اعلامیه های انقلاب پرداخت
در روزهای انقلاب اعلامیه ها را چندبار می خواند.

راهی به دل دوست

محمود آن روزها دانشجویی جوان بود، اما همچنان از حقوق پابرهنگان دفاع می کرد. وی پس از انقلاب بعد ار اینکه متوجه شد واقعا انقلاب شده است با بعضی از دوستانش به تاسیس انجمن اسلامی دانشکده پرداخت. وی از سال 1358 به عنوان نماینده دانشگاه علم و صنعت و دفتر تحکیم وحدت به حضور امام مشرف می شد، بعد از چند بار که این کار را کرد، موسسین دفتر تحکیم وحدت مجبور شدند یکسال بعد این دفتر را تشکیل دهند تا وی بتواند به عنوان نماینده به محضر امام برود. در دفتر تحکیم وحدت افراد زیادی فعال بودند، کسانی مانند ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی، محسن کدیور، هاشم آغاجری و عباس عبدی. احمدی نژاد در کنار این افراد به فعالیت های سیاسی پرداخت. بتدریج در طول سالها این افراد همه شان متوجه شدند که چه اشتباهی کرده اند، اما احمدی نژاد همچنان به کارش ادامه داد. یکی از دوستان دوران تحکیم وی می گوید: او با همه بچه های دانشگاه فرق داشت. بچه های دانشکده دائما نظرات شان تغییر می کرد، اما محمود چون نظری نداشت، هرگز تغییر نکرد.
در جلسه دفتر تحکیم وحدت همراه با سایر دانشجویان( نفر سمت چپ سایر دانشجویان است)

محمود! الهی داغت به دلم بیاد

مهندس احمدی نژاد همیشه احترام خاصی به نظرات دیگران می گذاشت. یک بار که داشت به نظر یکی از همکلاسی های دانشگاهش احترام می گذاشت او سرش شکست و گفت: الهی بمیری از دستت راحت بشیم. مادرش نیز همیشه به او می گفت: الهی بمیری و داغت به دلم بیاد، این دیوونه بازی ها چیه می کنی؟ همکلاسی های دیگرش نیز همیشه همین را می گفتند. یکی از آنها به او گفته بود: الهی خبر مرگت رو بشنوم. مهندس احمدی نژاد منتظر یک فرصت بود. وقتی جنگ آغاز شد تصمیم گرفت به جبهه برود تا به شهادت برسد و از این طریق به نظر دیگران احترام بگذارد. مدتها در جبهه فعالیت می کرد، تا اینکه یک روز از یکی از همرزمانش پرسید: من چرا به شهادت نمی رسم؟ همرزمش گفت: برای اینکه اینجا پشتیبانی جبهه است، اینجا کسی به شهادت نمی رسه. اگر می خواهی به شهادت برسی باید بری به خط مقدم. او از همان موقع دنبال خط مقدم می گشت، اما هرگز موفق به یافتن آن نشد.
او به شهادت عشق می ورزید، البته خارجی ها اسمش را شهادت نمی گذارند.

از اینجا تا کربلا آسفالت باید گردد

او تصمیم گرفته بود تا روزی که جنگ تمام نشده است در جبهه باقی بماند و راه کربلا را باز کند. برای باز کردن راه کربلا بهترین راهی که به ذهنش رسید تحصیل در رشته راهسازی و آشنایی با آسفالت بود. به همین دلیل در سال 1365 به طور داوطلبانه به سپاه پاسداران پیوست، اما بطوری معجزه آسا با امداد غیبی سر از دانشگاه علم و صنعت درآورد و به تحصیل در آنجا پرداخت. هوش سرشارش باعث شد تا دوره فوق لیسانس را در طول سه سال بگذراند و به دلیل نبوغ بی نظیری که داشت موفق شد یازده سال بعد دکترایش را در سال 1376 در رشته حمل و نقل و ترافیک بگیرد، اما افسوس که دیگر جنگ تمام شده بود و باوجود اینکه او توانایی کامل آسفالت کردن راه کربلا را پیدا کرده بود، اما نمی توانست این کار را بکند.
او دوست نداشت به زبان انگلیسی حرف بزند، بخاطر انقلاب

مبارزه با استعمار پیر

احمدی نژاد علاقه زیادی به نابودی استعمارپیر یعنی انگلیس داشت. به همین دلیل بود که به انگلیس رفت تا در آنجا هم درس آسفالت بخواند و هم با امپراطوری پیر انگلیس بجنگد. او همراه با عباس آخوندی و چند تن دیگر به تحصیل در انگلیس پرداخت، اما این کار بسیار دشوار بود، چون او باید تمام درس ها را به زبان انگلیسی می خواند، او شش ماه تلاش کرد تا با زبان انگلیسی اشنا شود، اما این کار به دلیل اینکه قلبش برای پابرهنگان می تپید به سختی صورت می گرفت. به همین دلیل به این نتیجه رسید که باید زودتر به وطن بازگردد و به زبان فارسی به مردم خدمت کند. او به وطن بازگشت، در حالی که قلبش می تپید. در همین روزها بود که در اثر تپش شدید قلب او دکتر کاظم سامی کشته شد. این امر نشان می داد که دکتر احمدی نژاد تا چه حد توانسته است علاوه بر آشنایی با آسفالت با برنامه ریزی های امنیتی هم آشنا شود. به همین دلیل ابتدا به وزارت علوم رفت و سپس برای آسفالت کردن دهان مردم اردبیل استاندار این استان شد
رجایی ثانی، او یا نان و پنیر می خورد یا همیشه گرسنه است

مردی از تبار رجایی

بعد از دوم خرداد احمدی نژاد نیز پیام دوم خرداد را درک کرد. به همین دلیل از اردبیل به تهران آمد و به فعالیت های علمی خود ادامه داد. وی که قبلا در مورد دکتر سامی نیز فعالیت های علمی فراوانی کرده بود، این بار تصمیم گرفت شهردار تهران شود. انتخابات شوراها برگزار شد. هیچ کس در انتخابات شرکت نکرد. در نتیجه احمدی نژاد شهردار تهران شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 18:47  توسط طرفدار هاشمي  | 

مگه اینجوری بالا بیای

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 18:32  توسط طرفدار هاشمي  | 

بوسه های سیاسی

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را
سعدیا گر بوسه بر دستش نمی‌یاری نهاد
چاره آن دانم که در پایش بمالی روی را

 

 

از آن لب چون به یک بوسه من بیمار خرسندم
نخواهم شیشه‌ی نوش و نباید شربت قندم
به دست دیگران مالست و اسبابست و سیم و زر
من مسکین سری دارم که در پای تو افگندم

بوسه‌ای زان دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند

 

بیا که با سر زلف تو کارها دارم
ز عشق روی تو در سر خمارها دارم
چو آمدی مرو از نزد من که در همه عمر
به بوسه با لب لعلت شمارها دارم

چی بگم دیگه!!!

ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
آخر دلت نسوزد بر درد من زمانی
تو خود دهان نداری چون بوسه خواهم از تو
هرگز برون نگنجد بوس از چنین دهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 18:17  توسط طرفدار هاشمي  | 

یه جوک دیگه

يه بابايي داشته مي مرده پسراشو جمع مي كنه و مي خواسته نصحيت معروف اتحاد رو براشون داشته باشه. هفت تا پسرشم ميان. مي گه غضنفر مي گه ها. يه چوب بردار و بشكونش. غضنفر اين كار رو مي كنه مي گه دوتا غنضفر مي شكونه ... مي گه حالا ۷ تا را با هم بشكون باز مي شكونه هر چي مي شد مي گفت ها بازم هست. آقا جو گرفته بودش نبودي ببيني. تا اينكه ۲۰ تا ۳۰ تايي رو هم شكوند. بعد اين جريان باباهه بلند مي شه و يه چوب بر مي داره مي افته دنبالشون مي گه گم شيد بابا ديگه نبينمتون شما جنبه نصيحت ندارين
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:41  توسط طرفدار هاشمي  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:31  توسط طرفدار هاشمي  | 

کسی می آيد که می داند و می تواند

اين روزها که  به شهر ها و روستاهای ايران سفر می کنیم، ايمان و اعتقادمان به هاشمی خيلی بيشتر می شود، آثار و ساخته هاشو می بينم و شاهد شکوفايی مبانی فرهنگی و اجتماعی او  هستیم.

...ساخته و آباد کرده، حالا بايد دستی به سر و گوشش بکشد.

راه، جاده، درمانگاه، مدرسه، لوله کشی گاز، آب،برق، تلفن، همه اثرات دوران سازندگی است. ما از امروزديگه به هاشمی سردار سازندگی نمی گيم، بلکه اونو به عنوان سردار آشتی ملی شناخته ايم. چون اين بار به سازندگی دلهای متفرق و شکسته و تخريب شده ملت پرداخته، مردم را بهم نزديک کرده، همه با هم روی صندلی سالنها می نشينند و توی مسجدکنار هم دست برادری به هم می دهند...

آشتی ملی در نهمين انتخاب را به فال نيک می گيريم و پرتوان و با نشاط مسير اصلاح امور کشور را از نو می سازيم.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 14:20  توسط طرفدار هاشمي  | 

خواهران، برادران، چيز!

احمدي نژاد در مورد جداسازي جنسيتي گفت: من معتقدم در همه چيز بايد يک قسمت زنان، يک قسمت مردان و يک قسمت مشترک داشته باشيم.

براي ورود به جزئيات قسمت هاي زير از نظر احمدي نژاد اهميت ويژه دارد.

در خانه: قسمت زنان: توالت و دستشويي و آشپرخانه و اتاق بچه، قسمت مردان: اتاق پذيرايي و نشيمن، قسمت مشترک: اتاق خواب.

در اداره: قسمت زنان: بايگاني راکد، آبدارخانه، قسمت مردان: رياست، مشاوره، کارشناسي، قسمت مشترک: بازرسي بدني.

در انتخابات: قسمت زنان: رد صلاحيت شده ها، قسمت مردان: انتخاب شوندگان، قسمت مشترک: انتخاب کنندگان.

در سياست: قسمت زنان: حمايت از مردان، قسمت مردان: حمايت از رهبري، قسمت مشترک: حضور در صحنه.

در وسط خيابان: قسمت زنان: روسري، قسمت مردان: توسري، قسمت مشترک: خريد عروسي.

از  اینجاست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 11:41  توسط طرفدار هاشمي  | 

احمدي نژاد و آراي سازماندهي شده

این مطلب از اینجاست

بر اساس اعلام رسمي وزارت کشور، در شهرهاي بزرگ، احمدي نژاد درصد بالايي از آرا را به خود اختصاص داده است. مثلا در تهران و اصفهان که تندروترين عناصر لباس شخصي در آن وجود دارد احمدي نژاد درصدر رأي دهندگان قرار دارد.
پيش از اين در خبرها داشتيم که هفته پاياني قبل از 27 خرداد، قرار بود اصولگرايان از ميان چهار کانديداي منتسب به خود، بر سر يک نامزد اجماع کنند. قراين خبر مي داد که اجماع آنها بر يک نامزد انجام نشده است اما گويا جريان، از قرار ديگري بود چرا که آراي غير منتظره و بالاي احمدي نژاد در شهرهاي بزرگ به ما نشان مي دهد که نيروهاي اصولگرايان بر سر يک نامزد توافق کرده اند.
بر اساس اطلاعات رسيده اصولگرايان در يک استراتژي راهبردي و هماهنگ بر اساس نظر تکليفي آيت الله مصباح که گفته بود نيروهاي تحت امرش، پنج شنبه و جمعه را روزه بگيرند و به احمدي نژاد راي دهند، بسيج شده و گزينه مشخص احمدي نژاد را براي رأي دادن انتخاب کردند.
اين سازماندهي هماهنگ ، در حالي آراي کل کشور را به سوي يک نامزد رهنمون ساخته است که اين نامزد، فقط در تهران و اردبيل شناخته شده است و اين شايبه را به درستي در اذهان همه ايجاد مي کند که احمدي نژاد با چهار پنج سفر نصف و نيمه به چند شهرستان نمي توانسته است به اين ميزان بر روي مردم تاثير بگذارد و توجه آنها را براي جلب آرا، به خود وا دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 11:13  توسط طرفدار هاشمي  | 

یه جوک باحال

چند نفر با هم چشم گذار بازی کردند ولی خیلی جدی گرفتن. تا الان ۲ تاشون بعد از چند ماه  هنوزم که هنوزه پیدا نشدن.

یه بار چند نفر اساشون رو می برن بیمارستان. دکتر می گه چی شده. می گن استامون سوخته. دکتره می گه من که غیر از شکستگی چیزی نمی بینم. می گن دم دستمون فقط بیل و کلنگ بود با همونم خاموشش کردیم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 18:0  توسط طرفدار هاشمي  | 

نتيجه بالاخره چيه؟

عجب نتايجی، غير منتظره، مثل بازيای فوتبالمون.

تازه می فهمم اين تحليلگرای غربی چی می کشن!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 17:49  توسط طرفدار هاشمي  | 

یه خورده عقب تر!!!

یه خورده برگردیم به عقب..نظرتون چیه؟؟ از اول ثبت نام!!!! تا؟؟؟؟؟

ثبت نام از كانديداهاي نهمين دوره رياست جمهوري آغاز شد. در اين دوره حدود 1100 نفر ثبت نام كردند. در اولين روز با باز شدن درهاي محل ثبت نام به روي مبارك داوطلبين بيش از هزار و صد نفر به سالن وزارت كشور هجوم بردند. بيشتر اين افراد از شب قبل در صف تايد و كره كوپني در بقالي جنب وزارت كشور، نوبت گرفته بودند و ناظران داخلي و خارجي گيج شده اند كه اينها چطور بو برده بودند كه از داوطلبان رياست جمهوري ثبت نام به عمل ميآيد.
بنابر گزارش خبرگزاريها چند نفر نيز زير دست و پا له و يا كشته شدند كه حال چند تن از كشته شدگان وخيم گزارش شده. و قوه قضائيه نيزگفته كه کشته شدگان را تحت پيگرد قانوني قرار خواهد داد. و تعداد‌ كشته ها تا ظهر ثبت نام به بيش از هزار و چند نفر رسيد.
وزارت كشور نيروهاي انتظامي را مقصر " قلم داد " نمود. اما نيروهاي انتظامي ديگ بزرگ حلوا كه توسط وزارت اطلاعات و سازمان تبليغات اسلامي جلو در اصلي سالن قرار داده شده بود را مسبب مرگ هزار و اندي از كانديدا "مداد داد" كرد. فيفا (فدراسيون يتيم هاي فقير ايران) نيز ضمن محكوم كردن پخش حلوا در هنگامه انتخابات قول شرف داد كه تحقيقات مستقلي را در اين باره آغاز اما واكنش هاي بين المللي به اين امر چگونه بود.

---------------------------------------
و اما كانديداهاي رياست جمهوري!!(اینجاشو بخون خییل باحاله!!!)
اولين داوطلب يك جوان ناكام 34 ساله يزدي بود كه گفت بالاخره به يزدي ها اين انتخابات بيشتر مربوط ميشود. وي اضافه كرد كه جهت تمديد نامزدي خود به وزارت كشور مراجعه كرده زيرا قبلا نيز نامزد داشته اما چون صلاحيت وي تاييد نشده بود نامزدش او را رها كرده است. وي كه سرايدار كارخانه كاشي نارين يزد بود گفت كه حاضر به معامله است و اگر از ميان كانديداها كسي پيدا شود كه بتواند دم وي را ببيند ايشان حاضرند به خاطر حفظ مصالح ساختماني كناره گيري نمايند.
دومين نفر يك ساده دل روستايي بود كه با بيل به فرق سر خبرنگاري كوبيد كه از وي خواسته بود دلايل خود را براي كانديداتوري بيان كند. نامبرده گفت: خبرنگاري كه نداند نامزد رياست جمهوري شدن در ايران تنها كاري است كه دليل نميخواهد، حقش همين است. او در حالي كه كله خبرنگار مجروح را نشان ميداد گفت آمده ام تا شهري ها را سر جايشان بنشانم. و وقتي يكي از همشهري هاي وي كه او نيز نامزد شده بود و ميخواست پرسشنامه دريافت كند، از وي خواست تا از جلو وي كنار برود، گفت كه به هيچ وجه كنار نميرود.
سومين نفر خود را كاردار سابق سفارت ايران در واشنگتن معرفي كرد. وي در جواب خبرنگاران كه از او پرسيدند كه جنابعالي كه سابقا كاردار بوده اي ديگه چرا؟ گفت سابق "كار- دار" بودم اما اكنون بيكارم!
يكي ديگر از كانديداها گفت كه دكتراي فيزيك صلح آميز اتمي از دانشگاه هارد درايو دارد و در حال حاضر كه جمهوري اسلامي در زمينه مسايل اتمي مثل خر توي گل مانده او بهترين گزينه براي رياست جمهوري است زيرا حداقل ميداند اتم يعني چه!
يك شير فروش 72 ساله از اهالي تربت حيدريه نفر بعدي بود كه صلاحيت وي درجا توسط نماينده سيار شوراي نگهبان در محل رد شد. نماينده شوراي نگهبان گفت اولا دهان وي بوي شير ميدهد. ثانيا دوشيدن وي از نظر شرعي اشكال دارد.
گل سرسبد كانديداها شخصي بود كه خود را كربلايي مهدي موعود معرفي كرد. و وقتي خبرنگاران از وي در مورد دلايلش پرسيدند وي كه قدري شنگول بود گفت چون حالش خوش نبوده به دكتر مراجعه كرده و اطباء به او توصيه كرده بودند كه بهتر است خود را كانديدا نمايد.
يك نفر كفن پوش هم جهت ثبت نام مراجعه كرده بود، از وي سئوال شد چرا به اينجا آمده؟ گفت: براي ثبت نام در گردان استشهادي. شوراي نگهبان نيز صلاحيت وي براي ثبت نام در گردان مرده ها را تاييد كرد و نامبرده به محل ستاد گردان هاي استشهادي راهنمايي شد، كه او نيز ضمن تشكر اعلام كرد‌ حاضر است به نفع شهداي ديگر انصراف بدهد.
از نامزدهاي جالب توجه رسانه ها پيرمردي بود با 86 سال سن كه چهار نفر زير بغل وي را گرفته بودند و عزرائيل نيز با يك تاكسي تلفني در بيرون از سالن انتظار وي را ميكشيد. پيرمرد 86 ساله گفت چون در جيب هايش شپش سه قاب مياندازد و آهي در بساط ندارد تصميم گرفته خود را كانديد نمايد تا اقلا فرزندانش پس از مرگش جلو فك و فاميل بي آبرو نشوند و بتوانند پز در كنند كه ما خانواده اصل و نسب داري هستيم چون پدر خدابيامرز ما كانديداي رياست جمهوري بوده است.
7 نفر از داوطلبان زن بودند و شوراي نگهبان گفت به شرطي حاضر به تاييد صلاحيت آنهاست كه اين كانديداها از ولي يا شوهر خود تاييديه بياورند. يكي از خانمها پرسيد اگر ملت به ما راي داد چي؟ نماينده شوراي نگهبان جواب داد اگر 30 ميليون نفر بگويند آري اما ولي يا شوهر بگويد نع، تمام 30 ميليون راي يك ريال نميارزد.
دختر 18 ساله اي كه از شب قبل نوبت گرفته بود بالاخره پس از ساعتها بازجويي توسط منكرات وزارت کشور به دليل بد حجابي، توانست در آخرين ساعات موفق به ثبت نام بشود اما به دليل 5 ساعت غيبت غيرموجه از دبيرستان اخراج شد و وقتي ايشان نامه اي در موجه بودن غيبت خود از وزارت كشور را نشان داد، نماينده وزارت آموزش و پرورش گفت كه نامه وزارت كشور وجاهت قانوني ندارد و خواهان افتيضاح وزير كشور شد. دوشيزه مذكور بعدا توسط برادر و پسر عموي خود پس از ضرب و جرح مفصل به بيمارستان منتقل شد. آنها دليل ضرب و جرح خواهر خود را مصاحبه وي با خبرنگاران نامحرم ذكر كردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 21:8  توسط طرفدار هاشمي  | 

اگه تونستید حدس بزنید

حدس بزنید این چهره کیه؟ <راهنمایی: یکی از خبرسازترین عکسها>

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 17:2  توسط طرفدار هاشمي  | 

خاتمی و این 8 نفر(البته یکیشون در رفت ولی در یاد و خاطره ها میماند!!!)

***خاتمی و اين هشت نفر *** از( سيد ابراهيم نبوی)

مصطفی معين و خاتمی
خاتمی مثل يک بنز شيک مشکی است که راننده اش با سرعت ۱۵۰ کيلومتر شروع به حرکت کرد، اما بعد از يک تصادف کوچک و رد شدن از يک چراغ قرمز ترسيد و با سرعت ۴۰ کيلومتر به راهش ادامه داد، در نتيجه همه ماشين ها از او جلو زدند.
معين شبيه يک موتور گازی پر سروصداست که با سرعت دارد می رود و چون می خواهد به بقيه ماشين ها که جلوتر از او هستند برسد، از هر چراغ قرمزی هم رد می شود. در ضمن بيست نفر دارند با مشارکت همديگر موتور گازی معين را هل می دهند و هر از گاهی يکی از آنها زخمی می شود.

اکبر هاشمی رفسنجانی و خاتمی
خاتمی مثل يک آپارتمان شيک و مدرن است، با شيشه های بلند که همه چيز از بيرون آن معلوم است، صاحبخانه فقط از اتاق پذيرايی آپارتمان استفاده می کند، اما مدتهاست که کسی به صاحبخانه سرنمی زد، گاهی هم که کسی می آيد يا برای استفاده از تلفن است يا برای رفتن به دستشويی.
هاشمی شبيه يک خانه بزرگ قديمی است با دهها انبار و پستو و اندرونی و بيرونی، پرده های آپارتمان کشيده است و در هر اتاق عده ای مشغول کار هستند، روی همه درها هم نوشته است: وارد نشويد. جلوی در يک نگهبان با خوشرويی به همه سلام می کند، اما کسی را به داخل راه نمی دهد، همه از در پشتی وارد می شوند. صاحبخانه معمولا يا در حياط با ميهمانان ملاقات می کند يا در انباری خانه.

محمد باقر قاليباف و خاتمی
خاتمی مثل يک فيلسوف محترم است که برای بازديد از يک استخر وارد شده، اما چون او را داخل آب هل دادند، همه فکر می کنند قهرمان شيرجه است. حالا بعد از چند دور شنا کردن خسته شده و دائما اعلام می کند که من شنا بلد نيستم، منو بياريد بيرون، گروهی او را تشويق می کنند که تندتر برود، گروهی هم او را هو می کنند و از او می خواهند زودتر از استخر خارج شود.
قاليباف مثل نگهبان همان استخر است که چون شبها يواشکی توی استخر شيرجه می رفته از اين کار خوشش آمده و يک دفعه جلوی همه می پرد توی آب و سعی می کند با زير آبی رفتن از ديگران جلو بزند، بقيه نگهبانان که دوستان او هستند با سنگ حريفان قاليباف را که دارند شنا می کنند، می زنند تا جلوی شنا کردن آنها را بگيرند و قاليباف زودتر به خط پايان برسد.

محسن مهرعليزاده و خاتمی
خاتمی مثل يک آدم خوش تيپ است که هر لباسی بپوشد به او می آيد، او با وجود اينکه عبا و عمامه دارد، وقتی حرف می زند همه فکر می کنند يک کت و شلوار شيک پوشيده و يک کراوات قشنگ زده است.
مهرعليزاده مثل يک کت و شلوار شيک است که کسی در آن به سر نمی برد

مهدی کروبی و خاتمی
خاتمی مثل يک ميهمان دوست داشتنی است که بعد از ماهها که دعوت اش کرده ای آمده است. با هم ناهار خورده ايد و با هم عکس گرفته ايد. از او خواسته ايد که شب پيش تان بماند، اما او عجله دارد و دائم به ساعتش نگاه می کند، از او می خواهيد يک چای با شما بنوشد، اما او عجله دارد و بايد برود. او با خوشرويی خداحافظی می کند و می رود.
کروبی مثل مهمانی است که ساعت شش صبح يک دفعه از شهرستان رسيده و فورا پيژامه پوشيده و چمدانش را باز کرده است، وقتی به او می گوئيم که کار داريم و بايد بيرون برويم می گويد منم می آم. بعد که وقت ناهار می شود، می گوئيم ما ناهار نداريم، از جبيش پول در می آورد و می دهد و می گويد با اين پنجاه هزار تومن برامون ناهار بگير، بقيه اش هم مال خودت، از وقتی هم که آمده نظر ما را در مورد خودش می پرسد و دائما هم از تلفن خانه برای حرف زدن با ديگران استفاده می کند. هر وقت هم اينطرف و آنطرف می رود پايش به چيزی می خورد و چيزی را می اندازد و آنرا می شکند. بالاخره به زور او را از خانه بيرون می کنيم، اما پشت در می نشيند.

محسن رضايی و خاتمی
خاتمی مثل يک معلم ادبيات می ماند که برای سخنرانی دعوت شده است، او سخنرانی اش را نوشته و در کمال سکوت آنرا برای جمعيت می گويد، وسط حرفهايش گاهی حضار دست می زنند و او را تشويق می کنند، اما او حرفهايش را ادامه می دهد، بالاخره بعد از پايان سخنرانی همه برايش دست می زنند و از او امضا می گيرند.
محسن رضايی مثل يک معلم ورزش است که قصد دارد در مورد ادبيات قرن هشتم حرف بزند، اما يادداشت هايش را گم کرده و در نتيجه با نگاه کردن به جمعيت هر چه به ذهنش می ايد می گويد، وسط سخنرانی عده ای می روند، اما او همه را به جان مادرشان قسم می دهد که بمانند، اول دستور می دهد، و وقتی دستورش به نتيجه نمی رسد گريه می کند.

علی لاريجانی و خاتمی
خاتمی مثل يک درخت است، عده ای می آيند زير آن می نشينند و بعد از اينکه فکرشان را کردند راهشان را می کشند و می روند، عده ای با آن عکس يادگاری می گيرند، عده ای روی آن يادگارهای عاشقانه می نويسند. بچه های شيطان هم از آن بالا می روند و شاخه هايش را می شکنند، عده ای هم منتظر می مانند تا ميوه اش را بچينند. 
علی لاريجانی مثل چمن زير همان درخت است که به نظر سرسبز می آيد و آدم که آنرا می بيند احساس هوای تازه می کند و اميدوار می شود، اما وقتی روی آن می نشينی زيرت خيس می شود. دستت را هم که به چمن می زنی کثيف و آلوده می شوی، اگر هم شب بخواهی روی چمن بخوابی بلافاصله يک باغبان با چراغ می ايد و تو را کتک می زند و هويت تو را می پرسد. تازه بعد از مدتی می فهمی که چمن مصنوعی بود و وقتی زير آنرا نگاه می کنی می بينی زمين سياه است.

محمود احمدی نژاد
خاتمی مثل يک شنيتسل مرغ است با سالاد، وقتی آنرا می خوری احساس می کنی غذای خوشمزه ای خورده ای، اما اگر هر فعاليتی بخواهی بکنی، بخصوص اگر دونده تندرويی باشی يا اهل رفتن به خيابان باشی و يا جوان باشی يا در گذشته گرسنگی و بيچارگی کشيده باشی، بلافاصله گرسنه ات می شود و دلت می خواهد شکمت را با هر چيزی که در خيابان می فروشند، بخصوص همبرگر پرکنی، البته بعد از خوردن آن غذای خوشمزه سليقه ات بالا می رود و ديگر آبگوشت نذری نمی توانی بخوری.
احمدی نژاد مثل آبگوشت نذری است که در يکی از خرابه های اطراف مصلی بوسيله هيات ايثارگران داده می شود. اول بايد توی صف بايستی، در صف تنه می خوری و پايت را له می کنند. بعد وسط صف کتک کاری می شود. بعد هم سر يک سفره بزرگ می نشينی و بوی جوراب را با تمام وجود احساس می کنی. آبگوشت پر از چربی است و نپخته است. وسط غذا دائم تنه می خوری و وقتی از آنجا بيرون آمدی تا چند روز دچار نفخ می شوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 16:9  توسط طرفدار هاشمي  | 

چند تا مطلب باحال

به نقل از اينجا

  1. عشق مهربان است. عشق حسود يالاف زن متكبر يا خشن نيست.
  2. ترس از خدا راهنمای عقل است وتواضع مقدم بر عزت است
  3. عاقل مثل مارو معصوم مثل کبوتر وتيز مثل عقاب باش
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 15:32  توسط طرفدار هاشمي  | 

اندکی صبر سحر نزدیک است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 13:5  توسط طرفدار هاشمي  | 

"عطريانفر" :"جامعه روحانيت" روغن ريخته را نذر هاشمي رفسنجاني كرد

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪" محمد عطريانفر" عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي با تاكيد به اينكه " جامعه روحانيت مبارز تهران از روي اضطرار از اكبر هاشمي رفسنجاني حمايت كرد"، گفت : جامعه روحانيت روغن ريخته را نذر هاشمي كرد. به‌گزارش خبرنگار سياسي ايرنا ، عطريانفر عصر سه شنبه در نشست مطبوعاتي ستاد انتخاباتي نوجوانان و جوانان هاشمي رفسنجاني (سياوش) ، حمايت مشروط جامعه روحانيت از هاشمي را نگران‌كننده ندانست و افزود:اين ايراد به هاشمي وارد نيست كه چرا جامعه روحانيت از او اعلام حمايت كرده است. خبرنگاري تاكيد داشت كه اعلام حمايت مشروط جامعه روحانيت مبارز تهران از هاشمي‌رفسنجاني كه ديروز دوشنبه در بيانيه‌اي رسمي اعلام شد در كاهش آراي اين نامزد انتخاباتي تاثير دارد. عطريانفر در عين حال ضمن تشكر از جامعه روحانيت تصريح كرد: انتظار بود كه اين جامعه‌از يك سال پيش براي ورود هاشمي به صحنه انتخابات برنامه ريزي مي‌كرد اما تا ‪ ۱۵‬روز قبل‌اعضاي بلندپايه آن سعي‌داشتند هاشمي را وادار كنند وارد صحنه نشود و او را از اين كار برحذر مي‌داشتند. وي تاكيد كرد: محبوبيت و رويكرد كنوني مردم به هاشمي رفسنجاني ناشي از شناختي است كه از او دارند و احساس مي‌كنند به نوعي ظلمي را كه در جريان انتخابات مجلس ششم به او شد بايد جبران شود. ** فيلسوفان نمي‌توانند كشور را اداره كنند عطريانفر انتخابات ‪ ۲۷‬خرداد را " آزمون سخت سياسي " ارزيابي كرد و با بيان‌اينكه"فيلسوفان نمي‌توانند كشور را اداره كنند"،اظهار داشت:دولتمردان كه انديشه‌هاي اصلاح‌طلبي‌را كه روشنفكران در اختيار آنها قرار داده،مي‌توانند اين انديشه‌ها را از تونل واقعيت عبور دهند و كشور را اداره كنند. اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: مردم مستحق هستند ، پرچمدار آنان شخصيتي داراي‌نقش كليدي در سطح‌جهاني باشد و با عمق فهم و واقع‌بيني‌سياسي و تجربيات در شرايط موجود بتواند نظام اسلامي را به‌مقصد برساند و هاشمي اين خصيصه را دارد. عضو شوراي مركزي كارگزاران سازندگي ، گفت : هاشمي از جنس ديگري است و حضورش هم‌از جنس ديگري‌است و به همين‌دليل نيامده است‌كه چيزي از مردم مطالبه كند بلكه آماده است خود را فدا نمايد. وي در عين حال تصريح كرد:برخي از نامزدهاي رقيب هاشمي بجاي آنكه اراده كرده باشند زندگي مردم را رشد و ارتقا بدهند ، تلاش مي‌كنند " خودنمايي " نمايند. ** هاشمي ، صداوسيما را بطور نسبي كنترل خواهد كرد عطريانفر در پاسخ به پرسشي در خصوص عملكرد صداوسيما و برخورد هاشمي با اين عملكرد ، گفت : هاشمي كه از لايه‌هاي نيرومند قدرت در كشور است ، اجازه نخواهد داد صداو سيما برخلاف اراده ملت حركت كند و آن را بطور نسبي كنترل خواهد كرد. اين فعال سياسي تصريح كرد: هرچند اراده حاكم بر صداو سيما اصولگرايانه و محافظه كاران است اما خروجي آن اينگونه نيست و با حوزه ليبراليزم فصل مشترك دارد. وي در عين حال گفت كه قبول دارد اين رسانه ملي در اطلاع رساني سياسي حق رقبا را شايسته و بايسته ادا نمي‌كند. اين رسانه اگر به مطالبات مردم پاسخ نگويد، به انزوا خواهد رفت. ** پيش بيني غالب اين است كه هاشمي و معين به مرحله دوم مي‌روند عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي خاطرنشان‌كرد: پيش‌بيني غالب اين است كه هاشمي و معين به مرحله دوم خواهند رفت. پيمايش‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه وضعيت معين نسبت به قاليباف بهتر شده است. عطريانفر با بيان اينكه هاشمي بيشترين راي را دارد، افزود: هاشمي خود را براي مرحله دوم هم آماده كرده و از اين بابت احساس ناراحتي ندارد شايد براي علاقه مندان او سخت باشد. وي در عين حال تاكيد كرد كه مردم غير قابل پيش بيني هستند و ممكن است رفتاري برخلاف نتايج نظرسنجي‌ها از خود بروز دهند. ** تولد وزارت اطلاعات در ايران طبيعي نبود عضو شوراي‌مركزي حزب كارگزاران‌سازندگي با بيان اينكه"تولد وزارت اطلاعات در ايران طبيعي نبود"، گفت: در ابتداي تشكيل وزارت اطلاعات كه منبعث از اطلاعات سپاه پاسداران بود انديشه نظامي بر انديشه سياسي غالب و چيره‌بود. اين فعال سياسي كه به‌اين پرسش "آيا هاشمي مي‌تواند در كنار حذف نهادهاي امنيتي موازي ، مستقل عمل نكردن وزارت اطلاعات را تضمين كند؟" پاسخ مي‌داد، افزود:نهاد اطلاعات در هر دولتي با هر ساختاري الزامي است اما مهم اين است كه اين نهاد نبايد از مسير خود خارج شود و بايد در جهت منافع ملت قرار گيرد. عطريانفر تصريح‌كرد: وزارت اطلاعات‌هر پديده‌اي را در برابر خود دشمن تلقي مي‌كرد اما امروز با تلاشهايي كه از دولت هاشمي آغاز و در دولت خاتمي ادامه يافت اين روند تصحيح و اكنون انديشه سياسي ، فرهنگي و اطلاعاتي و در جهت منافع ملي و امنيت كشور حاكم است. وي خاطرنشان كرد:تلاش‌هاي بسياري براي حذف پديده خودسرها در نهاد امنيتي كشور صورت‌گرفته اما خطا در هر دستگاهي ممكن است باشد. مهم اين است كه اين خطا از سر اراده نباشد. ** هاشمي رفسنجاني اصلاح‌طلب واقعي است عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي با بيان اينكه مصاديق و مرز اصلاح‌طلبي مشخص نيست ، اظهار داشت : هاشمي رفسنجاني اصلاح طلب واقعي است و عملكرد او نشانگر آن است. اين فعال سياسي‌گفت:هاشمي در يك فرآيند ‪ ۲۶‬ساله تاريخي تخريب شده است. ** اين آخرين فرصت براي هاشمي رفسنجاني است "ملك مدني " شهردار اسبق تهران كه در اين گفت وگوي مطبوعاتي حضور داشت تاكيد كرد كه " اين آخرين فرصت براي هاشمي رفسنجاني جهت ايفاي نقش تاريخي خود است ". وي خاطرنشان كرد: هاشمي يافته‌هاي جديدي پيدا كرده و گفتمان او عوض شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 13:2  توسط طرفدار هاشمي  | 

بازم فوتبال و عکسای بامزه دیگه

 

 

عکس خیلی بامزه است نه !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 0:36  توسط طرفدار هاشمي  | 

سرخابییها

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 22:57  توسط طرفدار هاشمي  | 

خیلی وقته نیستی؟

" غلامحسين كرباسچي " با اشاره به اينكه هاشمي يك شخصيت بزرگ و شناخته شده در سطح كشور و جامعه بين‌المللي است، گفت:اگر منطقي و عاقلانه فكر كنيم در بين هشت نامزد هيچ كدام قابل مقايسه‌باشخصيت هاشمي رفسنجاني نيست. شهردار اسبق تهران روز چهارشنبه‌در جمع مردم بيجار در مسجد قايم اين شهر افزود: زيرساختهاي مورد نياز براي توسعه كشور در سالهاي آغازين و دوران اول رياست جمهوري هاشمي آغاز شده و كشور اكنون شاهد بهره‌برداري رسيدن اين طرحها از جمله سيلوي ‪ ۵۰‬هزار تني گندم بيجار كه زمان هاشمي كلنگ زني شد، مي‌باشد. وي اظهار داشت: اولين شعار براي دولت آينده هاشمي تامين امنيت است چرا كه با تامين امنيت امكان سرمايه‌گذاري خارجي در كشور فراهم مي‌شود و با اين راه‌حل منطقي مشكل كار و اشتغال حل شدني است. وي گفت: تمام شخصيتهاي سياسي بين‌المللي كه به‌كشور ماسفر مي‌كنند در كنار ملاقات با شخصيتهاي اجرايي به نوعي با هاشمي در خصوص روابط صحبت مي‌كنند و اين نشانگر شخصيت شناخته شده وي در جهان است. كرباسچي افزود: در دوران اول هاشمي ما باكشورهاي خارجي نظير چين، شوروي و كشورهاي عربي رابطه‌اي مستحكم برقرار كرديم ودرآن وضعيت ارتباط با دنياي غرب به ضرر ما بود اما در اين موقعيت زماني رابطه با غرب براي فراهم كردن امكانات براي مردم امري ضروري است. شهردار اسبق تهران گفت: هاشمي در برنامه‌هاي آتي خود حل اختلاف با دنياي غرب را در اولويت قرار داده چرا كه بايد با حل اختلافات و ارتباط منطقي و اعتماد بين‌المللي به جذب سرمايه‌گذاري خارجي پرداخت. وي گفت: با به سر كار آمدن گروه‌هاي اصلاح‌طلب و اصول گرايان بين مردم فاصله بوجود آمده و هاشمي مي‌آيد تا اين فاصله را از بين ببرد و وحدت ملي را بوجود آورد چرا كه هاشمي مظهري از وحدت ملي است و حل بسياري از مشكلات نيازمند وحدت ملي است. وي افزود: برنامه‌هاي شدني و امكان وقوع از مهمترين خصوصيات برنامه‌هاي هاشمي است و وعده‌هاي شفاف، روشن و قابل اجرا از ديگر خصوصيات برنامه‌هاي اوست. كرباسچي گفت: نسل آينده‌بايدوضعيتي داشته باشد كه فردايي بهتر در انتظار آنها باشد و اين امرنيازمندتوليدثروت در مملكت است و اين مهم نيز نيازمند شخصيت هاشمي رفسنجاني است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 22:53  توسط طرفدار هاشمي  | 

 

به بهشتي گفتم با اين همه تهمت چه مي كنيد؟ گفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 19:51  توسط طرفدار هاشمي  | 

بابا قالي باف ......اينام ياد گرفتن

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 19:19  توسط طرفدار هاشمي  | 

آدمخوارها و کانیداها!!!!

اولش:

خبر (سه سال بعد): رئیس جمهور ایران برای بازدید به کشور کنگو رفت. همزمان با دیدار رئیس جمهور ایران از این کشور یک کودتا توسط قبایل کنگو به پیروزی رسید و در جریان این کودتا گروهی از قبایل آدمخوار که با دولت کودتا همدست بودند، رئیس جمهور ایران را ربودند. وی اکنون در دست گروهی از قبایل آدمخوار است.

****
فرضیات مختلف: با توجه به این که کدامیک از هشت نامزد کنونی انتخابات به پیروزی برسند و سه سال بعد به کنگو بروند و در آنجا به دست قبایل آدمخوار بیفتند، یکی از حالات هشت گانه زیر ممکن است رخ بدهد:

****
محسن مهرعلیزاده: آدمخوارها مهرعلیزاده را می‌خورند و بعد می‌گویند: اصلا مزه رئیس‌جمهورها را نمی‌داد، بیشتر مزه معلم مدرسه می‌داد.

****
محمدباقر قالیباف: آدمخوارها وقتی قالیباف را با کت و شلوار سفید می‌بینند اشتهای‌شان تحریک می‌شود، ولی وقتی لختش می‌کنند می‌ترسند او را بخورند. و تصمیم می‌گیرند منتظر بمانند تا یک رئیس جمهور جدید در ایران انتخاب شود و او را بخورند.

****
مصطفی معین: آدمخوارها وقتی معین را لخت می‌کنند می بینند با خوردن او هیچ کدام سیر نمی‌شوند، تصمیم می گیرند معین را ببرند خانه و به جایش رضاخاتمی را بخورند که خوشمزه‌تر است.

****
مهدی کروبی: آدمخوارها تصمیم می‌گیرند کروبی را بخورند، اما اینقدر سروصدا می‌کند و فریاد می‌زند که محتشمی سرمی‌رسد و همه آدمخوارها از ترس محتشمی فرار می‌کنند. محتشمی هم از فرصت استفاده می کند و ابراهیم یزدی را به آدمخواران تحويل می‌دهد تا او را بخورند.

****
علی لاریجانی: آدمخواران علی لاریجانی را می‌خورند اما موقع خوردنش از بس خورده شیشه زیر دندان‌شان می‌رود همه‌شان زخمی می‌شوند.

****
محمود احمدی‌نژاد: آدمخورها احمدی‌نژاد را می‌خورند، ولی چون گوشت تلخ است موفق نمی‌شوند او را هضم کنند. در نتیجه تعداد زیادی از آنها مسموم می‌شوند و دیگر از خوردن رئیس جمهور ایرانی دست برمی‌دارند.

****
محسن رضایی: محسن رضایی آدمخوارها را می‌خورد و خودش علیه دولت کودتایی کنگو کودتا می‌کند و کنگو را به نقشه خاورمیانه وصل می‌کند.

****
اکبر هاشمی رفسنجانی: آدمخواران به هاشمی می‌گویند که ما می‌خواهیم تو را بخوریم، هاشمی می‌گوید: من یک چیزهایی دارم که حاضرم آنها را برای انقلاب هم بدهم. بعد شروع می‌کند به حرف زدن با آن‌ها. شش ماه بعد کنگو بزرگ‌ترین صادرکننده پسته جهان .....می‌شود و حزب آدمخواران سازندگی در کنگو تشکیل می‌شود و

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 18:18  توسط طرفدار هاشمي  | 

درد و دل انقلاب؛ "در دل لعل" امشب 21: 45 دقيقه شبكه اول سيما

ماندم تا نوبت من برسد، تا در سنگ زير و بالاى آسياب صداى شكستن هاى خود را بشنوم و بچشم


"بازديدى بود از يك كارخانه. مهندس جوانى با شور و شوق همه چيز را توضيح مى داد. يكباره گفت: «آقاى هاشمى شما اهل موسيقى هم هستيد؟»
تعجب كردم گفتم: «كم»
گفت: «چرا هستيد؛ گوشتان را بياوريد.» و گوش خود را نزديك دستگاه برد. من هم همين كار را كردم.
گفت: «مى شنويد؟»
گفتم: «چى را»
گفت: «موسيقى، ما در اين كارخانه اسمش را گذاشته ايم سمفونى زندگى.»
و زندگى را با چنان لبخندى و همراه برقى در چشمهايش گفت كه غبطه خوردم. "




به گزراش پايگاه اطلاع رساني " هاتف "هاشمى رفسنجانى در دومين برنامه تلوزيوني خود تحت عنوان " در دل لعل " در گفتاري دلنشين از دلايل حضورش در انتخابات و وضعيت كشور سخن گفت.
اين برنامه امروز چهارشنبه ساعت 21:45 از شبكه اول سيما تكرار مي شود.
هاشمى در اين برنامه گفت:
ايام غريبى است، سخت ترين لحظه هاى زندگيم را مى گذرانم.
هميشه نوشته ام يا به ضرورت يا به دل. اما اين بار تفاوت دارد. شرح احوال است احوال شخصى.
كلمات زندان احساسند و زندانى هميشه در پشت ميله ها به رنجورى مى افتد.
تاريخ چگونه قضاوت خواهد كرد؟!
قدرت يا ضعف؟!
چشمهاى مردم من مهربان و دلهايشان سرشار از يقين است.
به راستى ارزش آن را دارند كه نامشان بر بلندترين قله ارزش هاى بشرى حك شود.
ايمان داشتن و باور كردن مردم بزرگترين پشتوانه تو خواهد بود. پس چرا ترديد؟ خود را از اين ترديد چگونه رها كنم؟
صدايت مى كنند، در لحن و كلامشان آهنگى است كه رهايت نمى كند. ديروز يكى مى گفت: «تدبير مى خواهيم و عقل»
ديگرى با لحنى هراس آلود مى گفت: «انصاف مى خواهيم همين»
جوانى كه آن گوشه نشسته بود و هيچ نمى گفت و مى شد در درياى چشمانش امواج بى شمار خواسته هاى بحق را ديد.
اين روزها انگار وزن كلمات را جور ديگرى احساس مى كنم.
انگار مردم آهنگ كلمات را جور ديگرى ادا مى كنند.
انصاف و تدبير و عقل و معاش و زندگى و آزادى را مى شود هزار جور گفت. اما اين بار انگار آنها و من يكجور آن را مى فهميم.
يادم باشد اين حرف را جايى بنويسم.
ديروز مردى با شهامت برخاست و گفت: «آقاى هاشمى مى دانى اداره كردن ايران يعنى چه؟»
زنگ صدايش بى رعشه بود و صادق.
گويى به نمايندگى از چند هزار سال تاريخ اين مرز و بوم سخن مى گفت.
او گفت و گفت و بسيار گفت، جورى مى گفت كه من كلامش را مى ديدم.
تيرماه پارسال بود. بازديدى بود از يك كارخانه. مهندس جوانى با شور و شوق همه چيز را توضيح مى داد. يكباره گفت: «آقاى هاشمى شما اهل موسيقى هم هستيد؟»
تعجب كردم گفتم: «كم»
گفت: «چرا هستيد؛ گوشتان را بياوريد.» و گوش خود را نزديك دستگاه برد. من هم همين كار را كردم.
گفت: «مى شنويد؟»
گفتم: «چى را»
گفت: «موسيقى، ما در اين كارخانه اسمش را گذاشته ايم سمفونى زندگى.»
و زندگى را با چنان لبخندى و همراه برقى در چشمهايش گفت كه غبطه خوردم.
ظلم است، ظلم بزرگى است اگر به فرداى اين كشور فكر نكنيم.
فردا ممكن است ما نباشيم ولى فرزندانمان كه هستند. آينده كه هست. ستونهاى فردا را بايد امروز بنا كنيم. فردا دنيا شتابى دارد كه بايد آهنگ آن را از امروز شروع كنيم.
ترديدها رهايم نمى كنند، چه كنم؟
آخر هميشه آرزو و اميد داشتم در زمان حياتم ببينم كه دستهايى تواناتر اين امانت را از ما تحويل بگيرند و ما بنشينيم و ببينيم و خدا را و مردم را شكر كنيم. اما ترديد دارم كه با اين وضع اين آرزو به عمل برسد، لحظه ها سخت شده. با خودم مى گويم تو در لحظه هاى سخت و دشوار بسيارى بوده اى، چرا اين بار خود چنين سخت و دشوار شده اى؟
نكند تحملت كم شده، طاقت درگيرى ندارى، به موانع فكر مى كنى، به نامهربانى ها، به جفاها، به تلخى ها.
خب بله. همه اينها هست و بسيارى چيزهاى ديگر.
دوباره فكر كن. چيزى را جا نينداختى؟
چرا!
خدا را و صبر و تحمل را...
معيشت مردم، خواسته اهل دين، خواسته روشنفكران، تراز زندگى جديد، حفظ سنت ها، توسعه، عدالت، فقر، فقر مردم واژه اى كه از آن بيزارم.
مى شود پلى شد ميان همه اينها...
مى شود پلى شد ميان ارزشها و دنياى جديد.
مى شود پلى شد ميان اصول و عمل.
مى شود پلى شد ميان عدالت و توسعه.
اين روزها بچه ها مراعات مرا مى كنند. اين را از رفتار و گفتارشان مى شود فهميد.
و از چشمانشان؛
ديروز فاطمه مرا مى پاييد، صداى او بى تابم مى كند.
خدايا من در مقابل گريه ديگران چه ناتوانم
* * *
مهدى اين روزها زياد خانه ما مى آيد.
وقتى خبرها را مى گويد زير چشمى مرا مى پايد؛ مثل اينكه مى خواهد تأثير آن را در من پيدا كند.
سه شنبه ديروقت بود. من داشتم يادداشتهايم را مى نوشتم؛ پشت سرم ايستاده بود، گفتم: «كارى دارى؟»
بغض كرد و گفت: «نه»
گفتم: «خبرى شده؟»
رويش را برگرداند و رفت.
از مادرش پرسيدم مهدى طوريش شده؛ برگشت و گفت: «نه اين روزها كارش زياد شده؛ خيلى ها به او مراجعه مى كنند تا بفهمند بالاخره چه خواهد شد.»
خانم هاى ايرانى در خانواده واقعاً حكم يك تكيه گاه محكم را دارند.
در لحظه هاى خطر و سختى، عجيب آرامش و وقارى دارند، زنان اين ديار دريادلند.
* * *
مى دانم حرف آنها چيست. جمعه محسن نشست همه را گفت. كلامش خيلى چرخيد، گفت «خبر دارد مى خواهند اين بار هم حرمت شكنى كنند.» نگران بود.
گفت: «چند دستگى ها بالا گرفته؛ هر كس حرفى دارد.»
گفت: «شما اگر بياييد با اين همه تفرقه و تشتت چه مى خواهيد بكنيد.»
گفت: «مردم اوضاع را رصد مى كنند و تصميم گيرى برايشان دشوار شده.»
حالش را درك مى كنم، ولى مى داند كه آدمى از آن خويشتن نيست. بايد خاطره ملاقات آن روز را با امام دوباره برايش بگويم، درست مثل روزى كه همسن و سال او بودم خدمت امام رفتيم بعضى ها از اين جنس حرفها زدند و ايشان گفتند: همينهاست كه وظيه ما را سنگين مى كند.
خدايا مردم خسته اند، خسته از اين همه نزاع كم حاصل و بى حاصل. اگر اينها مى خواهند ترجمان حرف مردم باشند كه حرف مردم روشن است.
چرا تحمل همگى كم شده؟ چرا نمى گذاريم حرفها به عمل در آيد. چرا نيت ها را به سنگ تهمت مى زنيم؟
مرام ايرانى مسلمان كه نبايد اين باشد.
* * *
انديشمندان و صاحبان قلم و هنرمندان آينه هاى احوال مردم اند. آينه ها در بى غبارى آينه اند. هر چه شفاف تر، زيباتر.
اين چه غبارى است، كه از كشاكش ايام بر دل و جان ما نشسته، كاش مى شد اين غبار رايك بار ديگر شست تا زلال تر همديگر را ببينيم.
* * *
خبرنگارى ديروز پرسيد: «آقاى هاشمى بالاخره چكار مى كنيد؟»
نگاهش كردم چشمانش را به زير انداخت.
گفتم: «مى دانم؛ سخت است ولى معمولاً از كارهاى سخت استقبال كرده ام.»
گفت: «اگر اين را بلند بگوييد مردم مى فهمند.»
گفتم: «مى دانم، مردم خوب مى فهمند. خيلى خوب، واين كار را سخت تر مى كند.»
گفت: اينبار بايد ميثاق ببنديد. ميثاق. زنگ صدايش در تالار پيچيد.
ديروز همسرم هيچ نگفت. او با يك حس فطرى دريافت در كشاكش طوفان چنين تصميم بزرگى بايد همه حواسم خلاص و رها باشد.
او فقط مراقب است و نگران.
او مى داند من از آن خود نيستم؟
* * *
امروز گويا حس غريبى به او مى گويد بايد حرف آخر رابزند.
سختى هاى اين سال ها رد و بدل كردن كلمات را ميان ما آسان كرده.
روزى در جمع ياران به بهشتى گفتم: «اين تهمت هاى تلخ، آزارت نمى دهد؟»
نگاهم كرد و گفت: «اين آسياب به نوبت است. نوبت تو هم خواهد رسيد.» چقدر اين روزها بى شما سخت مى گذرد.
* * *
من تا نيمه راه آمدم. مشيت اين بود كه بمانم تا نوبت من برسد، تا در سنگ زير و بالاى آسياب صداى شكستن هاى خود را بشنوم و بچشم.
* **
دلم كه مى گيرد ياد امام آرامم مى كند و چشمهايش كه هنوز هزار حرف نگفته دارد.
* * *
چه آسان مى توان بر لبان اين مردم شريف لبخند شادى نشاند و چه آسان تر مى توان لبخند را از آنان گرفت.
كاش عده اى باور كنند كه شادى و لبخند لازمه زندگى است و دنياى بدون شادى تحمل ناپذير است.
* * *
سياستمداران به وقت غرور اشتباهات زيادى مى كنند كه تاوان آن را ملت ها بايد بپردازند. تاوانى بسيار گران و سنگين.
غرور ملتى را چه آسان مى توان شكست!!! آنگاه كه مصلحت و خير مردم خود را نبينى.
* * *
رمز آبادانى در گره خوردن همت هاى بلند و افكار نو است. ايرانى يعنى دستانى توانا و افكارى بلند، همت هاى استوار و اراده هايى خستگى ناپذير. تاريخ اين خاك گواه بسيار بر اين حرف دارد.
آنانى كه دل در خدمت به اين مردم دارند فقط بايد سدها و موانع را بردارند. اين اقيانوس اگر به تلاطم در آيد؛ تاريخ يكبار ديگر ايران را بر تارك جهان خواهد ديد.
* * *
خدايا تو را گواه مى گيرم كه هيچ گاه ملتى چنين صبور و همراه در تاريخ نبوده است. اين مردم حق بسيارى دارند و بسيار حق دارند.
خدايا آنچه كه مى گويند و آنچه كه مى خواهند حق است. خدايا كمك كن ما شرمنده چنين ملتى نشويم.
* * *
خدايا اين مرز و بوم بر درياى نعمت تو خفته است.
برما ببخش اگر نتوانيم دين مان را به اين مردم ادا كنيم.
تومى دانى كه مى خواهيم اداكنيم.
بر سر هر انتخاب، يك دوراهى سهمگين است، خود يا خدا؟!
چه امتحان سخت و دشوارى است!
شيطان برسر اين دوراهى چه ها كه نمى كند.
اگر شيطان بر دروازه دل و گوش و چشم تو نشست خود را و خواسته خود را خدا مى بينى.
آبرو كجا مى آيد؟
كجا مى ريزد؟
مى شود كارى كرد بى آنكه واهمه ريختن آن باشد. بعضى حرفها را تنها با تو مى توان زد.
خدايا من متاعى جز آبرو ندارم و عزيزتر از آن ديگر هيچ.
من با عزيزترين عزيزم به ميدان آمده ام.
خدايا تو بر ما منت اسلام نهادى.
از تو مى خواهم بر ما منت فهم درست آن عطا كنى تا بتوانيم پيرايه جهل و دگم انديشى از آن بزداييم.
تا بتوانيم محبت و رأفت پيام تو و رسولت را دريابيم.
خدايا دشمن به كفر و دوست به جهل، يكسره مى كوشند تا شيرينى شفاى دين تو را به تلخى بدل سازند و پيرايه بر پيرايه مى بندند تا مردم را از دين تو گريزان سازند.
خدايا تو بر ما دين و دنيا عرضه كردى و گفتى دنيايتان را هم در دين ببينيد. چه تلخ است ديدن كسانى كه دنيا مى نهند و دين نمى يابند.
و چه تلخ تر كسانى كه دين به دنيا مى فروشند.
و چه هولناك تر، كسانى كه دين و دنيا را يكسره وا مى نهند و در برزخ تاريك قهر با خدا، لانه مى كنند. به تو پناه مى برم.
مى گويند شيطان در شب زاد و ولد مى كند. تاريكيها هميشه آبستن حوادثند. دشمنان اين سرزمين آرامش آن را نمى خواهند.
چشمانى بيدار هميشه بايد مراقب باشد.
***
خاك ديار ما بسيار گرانبهاست و براى همين، چشم طمع بسيارى در طول تاريخ بر آن بوده است.
دوست دارم از آينده بنويسم. ترسيم آينده زيباتر است. ولى ما را از گذشته گريزى نيست.
در هر قدم گذشته حرفى است براى گفتن و در هر قدم آينده هزار حرف.
شب آرام آرام به پايان مى رسد و روز ديگرى براى ايران آغاز مى شود. روز ديگرى با هزاران اميد، هزاران آرزو و هزاران چشم منتظر.
وسوسه ها و ترديدها در ظلمت است. روز حجت آشكارى است. جان ما با آفتاب يقين گرم مى شود.
يقين به اسلام، يقين به ايران، يقين به مردم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 13:4  توسط طرفدار هاشمي  | 

سو استفاده تبليغاتي احمدي ن‍ژاد از محبوبيت شهيد رجائي

بدنبال سو استفاده تبليغاتي احمدي ن‍ژاد از محبوبيت شهيد رجائي:
همسر شهيد رجائي : ادعا كردن خيلي آسان است
شهيد رجائي هيچ وقت از اسلام و ديگران براي خود هزينه نكرد


خبرنگاراني كه طي هفته هاي گذشته با خانم عاتقه صديقي همسر شهيد رجائي تماس گرفته و خواستار اظهار نظر وي درباره سو استفاده احمدي ن‍ژاد از شان و جايگاه شهيد محبوب ، محمد علي رجائي شده بودند ، تنها با اين پاسخ مواجه مي شدند كه " مردم خود مي فهمند ، بهتر است من سكوت كنم ." اما سو استفاده افراطي اين كانديداي اصولگرا از محبوبيت شهيد رجائي ،كار را بدانجا رساند كه اين زن صبور انقلاب سرانجام سكوت خود را شكست .




عاتقه صديقي در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني " هاتف " درباره سو استفاده احمدي نژاد از محبوبيت شهيد رجائي گفت : شهيد رجائي شخصيتي بود كه ديگران ، اسلام و انقلاب را براي خود هزينه نمي كرد ، بلكه خود را براي انقلاب و مردم هزينه مي كرد تا آنجا كه حتي آبروي خود را نيز در اين راه گذاشت.
وي درباره ادعاهاي احمدي نژاد اضافه كرد: همه مردم اين را مي دانند. ادعا كردن خيلي آسان است ولي كساني كه از شهيد رجايي خرج مي كنند يا شهيد رجايي را نشناختند يا مي خواهند خودشان را بزرگتر مي كنند. مردم ما با شعورتر از اين هستند كه فريب اين عوام فريبي ها را بخورند.
عاتقه صديقي در ادامه گفت : شهيد رجائي هيچگاه براي گرفتن پست و مقام تلاش نكرد ، هرچند كه از سوابق و شايستگي هاي لازم برخوردار است.
خانم رجائي در پاسخ به اين سوال كه "كسي كه از شهيد محبوب رجائي براي خود هزينه مي كند ، حتي در ظاهر نيز تناسبي با شهيد رجائي ندارد؟ " ، ياد آور شد: شهيد رجايي واقعا در طول زندگي در عين ساده زيستي ، هميشه مرتب، اتو كرده و تميز و آراسته بودند. حساسيت وي‍ژة اي نسبت به ضاهر خود داشتند بطوريكه آراستگي ايشان در فاميل هميشه مثال زده مي شد. شهيد رجائي در شرايطي ظاهر خود راآراسته نگه مي داشت كه گاهي بيش از دو دست لباس نداشت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 13:2  توسط طرفدار هاشمي  | 

اگه بعضی ها رییس جمهور بشن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 12:25  توسط طرفدار هاشمي  | 

اعلام حمایت ورزشکاران بزرگ ایرانی از آقای هاشمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 12:19  توسط طرفدار هاشمي  | 

نامه فرماندهان سپاه به سردار پاسدار (از سایت ولوله)

 

سلام عليكم، طي چند هفته اخير، رفتار و مواضع سياسي آن سردار محترم پرسش هايي را براي ما و بسياري از هم رزمان دوران دفاع مقدس شما ايجاد كرده كه ضرورت دارد جنابعالي پاسخي منطقي براي آنها ارايه نماييد:

1) سرمايه و آبروي همه رزمندگاني كه در دوران دفاع مقدس و پس از آن، دفاع از كيان اسلام و ملت قهرمان ايران را انتخاب كرده و سختي ها را به جان خريده اند، دست مايه ای  است كه با جانفشاني مخلصانه حاصل آمده است، تبليغات عجيب و سرسام آور شما، كه هزينه آن تاكنون دهها ميليارد تومان تخمين زده شده است و نمي دانيم از چه طريقي بدست آمده است؟ شما چگونه توانسته ايد با حقوق معمول يك فرمانده، اين سرمايه مادي را فراهم كنيد؟ چه كساني اين سرمايه را در اختيار شما گذاشته اند و منشاء و منبع اين هزينه كلان كيست؟ چرا با حضور در انتخابات و پرداخت اين هزينه كلان حيثيت و آبروي فرزندان پاسدار اين كشور را زير سوال برده ايد؟

2) شما پس از فاجعه 18 تير به آقاي خاتمي نامه اي نوشتيد و به همراه ديگران به تهديد رييس جمهور پرداخته و نسبت به آنچه از سوي دانشجويان مطرح مي شد ابراز نگراني كرديد و از لبريز شدن كاسه صبرتان سخن را به نظام جمهوري اسلامي و عملكرد آن نسبت دهيد؟ آيا رواست، كسي كه همه چيز خود را از انقلاب و نظام دارد، اينگونه تمام ارزش هاو دستاوردهاي ملت و نظام را زير ضرب انتقادات ناجوانمردانه قرار دهد؟

3) در تبليغات سعي مي كنيد خود را دكتر معرفي كرده و سابقه خویش درسپاه نيروي انتظامي رامحو و يا انكار نماييد آيا تاوان پي آمد و اثر تخریبی اين عمل شما در اذهان ملت   
    
را برآورد كرده ايد؟ آيا انتخابات ارزش آن را دارد كه لباسي را كه شهيداني چون همت، بروجردي، باكري وساير شهدا پوشيدن آنرا افتخار مي دانستند، اينچنين سخيف شود؟ شما با اين لباس و از اين راه به مقامات مختلف دست پيدا كرده ايد آيا دست يافتن به قدرت سياسي آنقدر گرانبها است كه شما همه اين عقبه را به فراموشي بسپاريد؟

در پايان با اظهار تاسف از نوع تبليغات و محتواي عوامفريبانه و هزينه هاي سرسام آور آن، نوع رفتار و مواضع شما، اين فرموده امير المومنين علي (ع) را به شما گوشزد مي كنيم كه اين ننگ براي تو كافيست كه تو سير بخوابي و در اطراف تو جگرهايي از گرسنگي سوراخ سوراخ باشد


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 23:9  توسط طرفدار هاشمي  | 

(نا ؟)خوديها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 23:7  توسط طرفدار هاشمي  | 

مطالب قدیمی‌تر