وبلاگ بروبچ طرفدار هاشمي
آموخته ام كه ...
بايد شكر گزار باشيم كه خداوند هر انچه را كه از او مي طلبيم ، به ما نمي دهد
آموخته ام كه...
زير ظاهر سر سخت هر انساني فردي نهفته ، كه خواهان تمجيد و دوست
داشتن است.
آموخته ام كه...
زندگي سخت است اما من سخت ترم.
آموخته ام كه...
وقتي در بندر غم لنگر مي اندازي ، شادي در جاي ديگر شناور است.
آموخته ام كه...
همه خواهان آنند كه در اوج قله زندگي كنند ، اما همه شاديها و پيشرفتها
زماني رخ مي دهند كه در حال صعود به سوي آن هستي.
آموخته ام كه...
پند دهي فقط در دو برهه از زمان جايز است ، زماني كه از تو خواسته مي شود
و هنگامي كه خطري زندگي كسي را تهديد مي كند


ور به خواب آييم مستان وييم................ور به بيداری به دستان وييم.
ور بگرييم ابر پر زرق وييم......................ور بخنديم آن زمان برق وييم
ور به خشم و جنگ عکس قهر اوست.....ور به صلح و عذر عکس مهر اوست
ما که ايم اندر جهان پيچ پيچ.................چون الف او خود چه دارد هيچ هيچ
فرض کنیم یکی از این سه وضعیت در ایران وجود داشته باشد؛ خاتمی رئیس جمهور باشد، هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شود، احمدی نژاد رئیس جمهور شود. در این سه حالت چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟
ماشین رئیس جمهور در یک کوچه تنگ بن بست گیر می کند.
خاتمی: همانجا می نشیند تا چهار سال تمام بشود و راننده جدید بیاید و ماشین را از او بگیرد.
هاشمی: از دیوار راست بالا می رود و به کارش ادامه می دهد.
احمدی نژاد: ماشین را منفجر می کند تا دیوار خراب شود، بعد سینه خیز می رود پیش مجتبی.
یک دختر دانشجو برای رفتن سرکلاس چکار می کند؟
خاتمی: دوست پسرش دنبالش می آید و با هم می روند تظاهرات.
هاشمی: دوست پسرش دنبالش می آید و بعد از رفتن به خانه، او را به دانشکده می رساند.
احمدی نژاد: چادر مشکی اش را می پوشد، از پیاده روی زنانه عبور می کند، نیم ساعت منتظر مینی بوس زنانه می ماند، وقتی وارد دانشکده می شود می بیند دانشکده تبدیل به حسینیه شده است.
مسابقه فوتبال ایران و آلمان در جام جهانی چگونه برگزار می شود؟
خاتمی: مسابقه برگزار می شود و ایران یک بر صفر به آلمان می بازد، اما مردم تا صبح در خیابانها می زنند و می رقصند.
هاشمی: به داور یواشکی پول می دهند تا به نفع ایران داوری کند، اما آبروریزی می شود، در نتیجه ایران دوتا گل می خورد ولی مردم به خیابان می روند و می رقصند.
احمدی نژاد: دولت به بازیکنان تیم ملی اعلام می کند که اگر ببرند همه را زندانی می کند، در نتیجه چهار برصفر می خوریم، مردم هم به خیابان می ایند و عزاداری می کنند و از لباس شخصی ها کتک می خورند.
یک پسر جوان برای رد شدن از خیابان چکار می کند؟
خاتمی: منتظر می ماند تا چراغ عابر پیاده سبز شود تا از خیابان رد بشود، اما چراغ عابر پیاده همیشه قرمز است، به همین دلیل می پرد وسط خیابان و تصادف می کند.
هاشمی: پول می دهد تا ماشین ها متوقف شوند و از خیابان رد می شود.
احمدی نژاد: چون ماشین ها در ترافیک مانده اند براحتی از لای ماشین ها رد می شود، اما آنطرف خیابان بخاطر اینکه پسر جوانی است از لباس شخصی ها کتک می خورد.
برای ایجاد یک کارخانه چه باید کرد؟
خاتمی: برای گرفتن مجوز کارخانه یک روزنامه راه می اندازد و در نتیجه قدرت پیدا می کند و مجوز کارخانه می گیرد.
هاشمی: با فامیل یکی از کارگزاران ازدواج می کند، در نتیجه کارخانه دار می شود.
احمدی نژاد: برای گرفتن مجوز ریش می گذارد و یک حسینیه راه می اندازد و یک ماه لباس هایش را نمی شوید، بعد با همان وضع به شهرداری سمنان می رود تا مجوز کارخانه ای را در کرمانشاه بگیرد، در همانجا عضو بسیج می شود و از این طریق سه برابر کارخانه پول در می آورد.
رئیس جمهور قرار است در اجلاس عمومی سازمان ملل حاضر شود.
خاتمی: با خنده وارد می شود، در حین دست دادن به توالت می رود، بعد از بازگشت تکذیب می کند.
هاشمی: به دلیل سردرد سفر را لغو می کند و صادق خرازی را می فرستد به سازمان ملل.
احمدی نژاد: در هنگام ورود به پاریس دستگیر می شود و انتخابات مجددا برگزار می شود.
دو نفر با هم چگونه تلفنی حرف می زنند؟
خاتمی: سلام، درد سرت رفع شد؟
هاشمی: سلام، سردردت رفع شد؟
احمدی نژاد: سلام، تو هنوز زنده ای؟
یک پارتی دوستان جوان چگونه برگزار می شود؟
خاتمی: اکس پارتی برگزار می شود.
هاشمی: پیژامه پارتی با تریاک برگزار می شود.
احمدی نژاد: حسین پارتی برگزار می شود، با سینه زنی .
مردم برای رفتن به پارک چه می کنند؟
خاتمی: به پارک می روند و خوش می گذرد.
هاشمی: به باغ فامیل می روند و از خماری در می ایند.
احمدی نژاد: زنها به پارک مردانه می روند، مردان به پارک زنانه، مواد مخدر در هر دو پارک توزیع می شود.
یک زن برای اینکه از خانه بیرون برود چه لباسی می پوشد؟
خاتمی: مانتو کوتاه با روسری رنگی
هاشمی: مانتو معمولی با روسری
احمدی نژاد: چادر عربی با توسری



ملت بزرگ و آگاه ايران
هركس دل نگران ايران و اسلام است، امروز به وضوح مي بيند كه جامعه ما در دوراهي انتخابي دشوار قرار گرفته است. انتخابات دور نهم رياست جمهوري به رغم بينش و گرايش خاص و اعمال نظرهاي شوراي نگهبان و تضييع حقوق برخي نامزدان زن و مرد مي رفت كه با همبستگي و مشاركت ملي فراز جديدي از تجربه دموكراتيك را در ايران به نمايش گذارد. گسترش دامنه حضور و رقابت تا سطوح چمشگيري از نخبگان و آحاد مردم فرصت جديدي را براي كشور فراهم كرد تا هم از تهديدهايي كه در عرصه بين المللي با آن مواجه بود بكاهد و هم ظرفيت هاي تازه اي را در روند توانمندي شهروندان و كارآيي دولت به وجود آورد.
متاسفانه در كمتر از دوروز شيريني اين شور و شعورملي با حضور گسترده حزبي و سازماني يك نهاد نظامي و هماهنگي شوراي نگهبان به نفع يك نامزد خاص به تلخي گراييد و به اعلام نتايجي منجر شد كه نه با واقعيات اجتماعي و سياسي ايران سازگار بود و نه با حقوق اساسي شهروندان و نامزدهاي ديگر. من در بيانيه 28 خرداد ماه خطر اين اقدام هاي غير قانوني را براي بركشيدن كانديدايي خاص اعلام كردم، جناب آقاي كروبي نيز در مصاحبه و بيانيه اي صريح به اين مسئله اعتراض و جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نيز از آن انتقاد كرد.
من اعلام كردم كه آنچه رخ داد زنگ خطري براي دموكراسي نوپاي ما و تهديدي عليه جامعه و نهادهاي مدني و حركتي به سوي انسداد راه اصلاحات و دفاع از حقوق مردم است، از اين رو بايد خطر از ميان رفتن نقش نهادهاي انتخابي، حذف جمهوريت نظام و تلاشهاي پيچيده و خزنده را كه سر از نظامي گري، اقتدارگرايي، خفقان سياسي واجتماعي و فاشيسم در مي آورد، در سطح ملي جدي گرفت.
آزادي و حق حاكميت مردم كه مقوم استقلال و پيشرفت ايران است از جمله آرمانها و شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي است كه ملت و حكومت هرچه بيشتر در پي تحقق آنها باشند، بيشتر به قوام و دوام نظام جمهوري اسلامي و سربلندي ايران عزيز در جهان امروز كمك كرده اند.
آنچه از انديشه راهگشاي امام خميني و نوانديشي ديني بر آمد و برمي آيد اين است كه به نام دين از آزادي براي همگان، حقوق برابر براي همه شهروندان و تفاهم با جهان دفاع كنيم، راهي كه جنبش اصلاحات نيز به رغم همه فرازها و نشيب هايش در پي تحقق آن بود. هوشيار باشيم كه اين دستاورد محو وفسخ نشود و خودكامگي ، خشونت و تحجر ، لباس دين وانقلاب به خود نپوشاند وايران را تنها براي بعضي از ايرانيان نخواهد.
راه گريز ناپذير ما ناتمام نگذاشتن راه دشوار دموكراسي در اين دوره حساس تاريخي است، من با همين رويكرد قدم در عرصه انتخابات نهادم. دشواريهاي راه را از آغاز مي دانستم اما از همان ابتدا با خداي خود عهد كردم و در همه جا هم بر زبان آوردم كه "به هر بهايي ولي نه به هر شيوه اي" در برابر همه سختيها و صعوبت ها بي واهمه خواهم ايستاد و در صحنه خواهم ماند به شرط آنكه:
اولاً مردم تا سطح قابل قبولي در انتخابات شركت كنند.
ثانياً اقبال نسبت به نامزد وجود داشته باشد.
ثالثاً انتخابات از سلامت و ساختار قابل قبولي برخوردار باشد.
به لطف خداوند و تلاش احزاب و گروههاي سياسي و نهادهاي مدني با علايق و سلايق گوناگون و حضور موثر نخبگان جامعه، مشاركت چشمگير و فراگيرمردم در انتخابات شكل گرفت و به حضور بيش از 63 درصد مردم در پاي صندوق رأي انجاميد.
خداي بزرگ را سپاس مي گزارم كه من نيز توانستم در ميان جوانان آگاه ، عزيز و برومند ميهن، زنان فرهيخته و فداكار، نخبگان ، دانشگاهيان و فرهنگيان گرامي در ميان همه اقوام و مذاهب، احزاب و گروههاي سياسي و نهادهاي مدني بخشي از اين افزايش مشاركت را كه فرصتي جديد براي ايران بود فراهم كنم.
اقبال قشرها و بخش هاي مختلف مردم به برنامه هاي اعلام شده نيز به ويژه پس از رد غير قانوني و غير منطقي صلاحيت من توسط شوراي نگهبان واعلام مجدد صلاحيت كه در بيانيه 7 خرداد به تفصيل به آن پرداختم شرطي محقق شده بود. من در آنجا با صراحت اعلام كردم "به نفع كشور است كه شيوه هاي فراقانوني پايان پذيرد و همه اركان حكومت به قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي تمكين كنند"، گفتم "من طرح آرمان هاي دموكراسي، عدالت، حقوق بشر و پيگيري آرمانهاي معنوي و آزادي خواهانه ملت را فقط براي تشويق شهروندان به حضور در عرصه انتخابات نمي خواهم بلكه اين ظرفيت عظيم را به عنوان پشتوانه اي محكم براي احقاق حقوق همه زنان و مردان ايران زمين به كار خواهم گرفت، اگر در اين انتخابات پيروز هم نشدم از تمام توانم براي تحقق "جبهه دموكراسي و حقوق بشر" استفاده خواهم كرد".
با اين جهت گيري و برنامه در همه جاي كشور با امواج عواطف پاك جوانان و محبت و معرفت انساني شهروندان، كشور، زنان و مردان ايراني از هر قوم و مذهب و مشي سياسي روبرو شدم. وجود بيش از چهار ميليون رأي آگاهانه و معني دار قشرهاي فرهيخته كشور در اين انتخابات كه به رقم همه نابرابري ها و تبعيض هاي تبليغاتي و انتخاباتي و اعمال محدوديت هاي و تضييع حقوق انتخاب كنندگان و انتخاب شده در روند انتخابات، محقق شد خود گواه تحقق اقبال به اين رويكرد و برنامه اصلاح گرايانه و پيشروانه بود.
پس دو وجه از عهدي كه با خداي خود داشتم در عمل محقق شد اما بايد با تأسف بگويم كه با سازماندهي حزبي و نظامي و مداخله نظارتي جهت داري كه در انتخابات براي پيروز ساختن يك نامزد به صورت پنهان و غير رسمي رخ داد، سلامت انتخابات عملاً به مخاطره افتاد و اين حضور غير قانوني، جهت و نتيجه قابل پيش بيني آن را دگرگون ساخت. آنچه از نظر من تهديد اين انتخابات بود ، توسل به شيوه و سازوكاري بود كه سلامت انتخابات و فرصت پيش آمده براي كشور را به مخاطره انداخت. مي دانستم كه اين تهديد بيش و پيش از همه جوانان پرشور و سخت كوش و فرهيختگان و نخبگان ايراني را كه با اميد به پيشبرد اصلاحات و دموكراسي مرزهاي تحريم و عدم شركت در انتخابات را شكستند، نگران و دلسرد مي كند.از ميان رفتن اين سرمايه اجتماعي به حق ضايعه اي بزرگ براي كشوري است كه اصلي ترين سرمايه آن منابع انساني است.
واكنش من در برابر آنچه در انتخابات به وقوع پيوست روشن بود، همچنانكه گفته ام "نه تنها ساخت انتخابات آزاد و عادلانه"، بلكه سلامت آن مورد سوال قرار گرفته بود لذا اين انحراف ساختاري را به مراتب زيان بارتر از خطر تخلف، تقلب و خدشه در انتخابات مي دانستم. بر اين اساس واكنش نخستين من در برابر آنچه پس از انتخابات پيش روست اين بود كه نه به دليل علي السويه بودن نتيجه مرحله دوم، بلكه به سبب عدم سلامت انتخابات "در مرحله دوم شركت نخواهم كردم" اين واكنش، موضع اصولي من به عنوان "شخصيت حقيقي" است. من حقوق اساسي ملت را با آنچه پيش آمد تضييع شده مي دانستم، پس طبيعي بود كه خود را مقيد به شركت در انتخابات ندانم، چنانكه به همين سبب در انتخابات مجلس هفتم شركت نكردم. دشواري تصميم در اين مرحله اين بود كه بايد ميان "شخصيت حقيقي" كسي كه براي خود اصولي داشته و دارد و "شخصيت حقوقي" او كه در فرايند انتخابات شكل گرفته است تمايزقائل شد اكنون نه تنها بايد آراي شهرونداني را كه به فرد رأي داده اند، نمايندگي كرد بلكه او بايد در برابر سرنوشت مخاطره آميز ايران و فرصت سوزي خطرباري كه رخ داده است، دست به انتخابي مدني بزند.
بر اين اساس به "خرد جمعي" كه براي من يك اصل مهم سياست ورزي است، مراجعه كردم و از گروههاي پشتيبان در سطح ملي، شخصيتهاي علمي و فرهنگي و سياسي، احزاب و گروههاي اجتماعي، جوانان و زنان كسب نظر كردم، حتي پيشنهادهاي رسيده به وبلاگ شخصي و فضاهاي مجازي را مد نظر قرار دادم. ترجيح مي دادم چنانچه ممكن بود در همين چند روز كنگره اي ملي تشكيل مي شد كه متاسفانه ضيق وقت و ضعف امكانات و ضرورت تصميم به موقع آن را ميسر نساخت. منطق موقعيت كنوني ايستادگي در برابر چشم انداز نگران كننده اي است كه فراروي كشور قرار گرفته است. وجدان عمومي در برابر انسداد سياسي، توقف اصلاحات و بازگشت تحجر و اقتدار گرايي حساس شده است. از اين روست كه از واكنش و شخصيت حقيقي خود مي گذرم و به رغم آنكه متاسفانه تضميني براي سلامت انتخابات در مرحله دوم هم نمي بينم اما براي مقابله با خطرات گوناگوني كه ايران عزيز را در سطوح ملي و بين المللي تهديد مي كند اعلام مي دارم در مرحله دوم شركت خواهم كرد و با رأي خود به خطر تحجر ، خطر مرگ اصلاحات و خطر فاشيسم، "نه" خواهم گفت. اين رأي درجهت حضور انتقادي در برابر تمامت خواهي و خشونت است.
من با اصرار بر آنكه هيچ سهمي در آينده قدرت جز حق اساسي خود و همه شهروندان در استفاده از آزادي نخواهم خواست و تنها براي تشكيل "جبهه دموكراسي و حقوق بشر" براي توانمند سازي شهروندان و دفاع از حقوق فعالان سياسي، احزاب، گروهها ونهادهاي مدني، مطبوعات و اصناف خواهم كوشيد، با تكيه بر مرزها و نقدهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي كه تاكنون داشته ام و از اين پس نيز خواهم داشت، در روز جمعه به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رأي خواهم داد.
"هوشياري ملي" در برابر خودكامگي و تحجر فرصتي مهم است كه مي تواند به رغم همه جفاهايي كه در اين انتخابات به حق واميد ملت به ويژه جوانان عزيز و فرهيختگان و نخبگان كشور شد، مي تواندميل به تماميت خواهي و اقتدارگرايي را در حاكميت مهار كند.
نمي توان و نه نبايد در برابر بر باد رفتن دستاوردهاي دوره اصلاحات وانقلاب و تجربه هاي صدساله ملت توسط كساني كه همه كار را مي خواهند از صفر آغاز كنند، بي تفاوت ماند. نمي توان و نبايد دوباره راه را بر بي مهري با اهل فرهنگ و دانش گشود. نمي توان و نبايد خطر فرار سرمايه هاي مادي و معنوي كشور را كم گرفت .نمي توان ونبايد از كنار ماجراجوييهاي سياسي و خطرات امنيت ملي وانزواي جهاني و تهديدهاي خارجي ايران به سادگي گذشت.
من كه در تمامي مراحل انتخابات بر ضرورت تشكيل "دولت وحدت ملي و تفاهم جهاني" ، تاكيد داشته ام، امروز بيش از هميشه نگران قدرت يافتن تنگ نظري، فرقه گرايي، اختناق و تهديد امنيت و انتظام ملي در داخل و نهايتاً به خطر افتادن استقلال و امنيت پايدار و يكپارچگي كشور هستم. آن زور و شتاب سازمان يافته اي كه مي خواهد تمامي قدرت سياسي را در كشور به صورت خزنده و غير انتخابي در دست گيرد؛ اگر موفق شود، همه آزادي هاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي و حقوق اساسي ملت را به مخاطره خواهد انداخت. ناديده گرفتن حق ابطال و حتي بازشماري كلي آراي انتخابات و آغاز توقيف مطبوعات در اين روزها نشانه هايي از بينش و روش جرياني جرياني است كه به دموكراسي و اصلاحات باور ندارد و اگر پيشتر رود. همه بنيان هاي دموكراسي را دركشور تهديد خواهد كرد .پس از آحاد ملت صميمانه مي خواهم كه خطر بازگشت تحجر و خودكامگي را در اين ايام جدي قلمداد كنند.
اميد آنكه من نيز بتوانم با ياري همه زنان و مردان والاي ايراني به نگاهباني از دستاوردهاي اصلاحات و دموكراسي بپردازم و به اعتبار نيروهاي جوان و فرهيخته و همه همدردان و همدلان و همفكراني كه در ايام پر فراز و نشيب انتخابات در سراسر كشور گرد آمده اند، گامي در راه دشوار دموكراسي پيش نهم و كاربزرگي را كه در اين دوران آغاز شد. در قالب "جبهه دموكراسي و حقوق بشر" پيش برند. فضل و رحمت و توفيق خداوند بزرگ را در اين راه خواستارم و از همه شهروندان عزيز ايراني كه به من رأي داده يا نداده اند، پشتيباني مسئلت دارم.
دكتر مصطفي معين
از اینجاست
تعرض به آيت الله جوادى آملى
به علت حمايت از هاشمى رفسنجانى
روز گذشته عده اى به علت حمايت آيت الله جوادى آملى از
هاشمى رفسنجانى به او تعرض كردند.بنابر گزارش رسيده، بعد
از نماز جماعت آيت الله جوادى آملى، گروهى شروع كردند به
شعار دادن عليه ايشان و چند نفر هم قصد حمله كردند و فضا
بسيار متشنج شد، محافظين ايشان و فرزندشان همراه عده اى
كنترل جلسه را بعد از مدتى به دست گرفتند. آقاى جوادى كه
به شدت نگران شده بود، بالاى منبر مى رود و خطاب به آنها
مى گويد: «حدود هفت سال پيش دو نفر براى رياست جمهورى
نامزد شدند، بنده از فردى با اسم حمايت كردم، اما فرد
مورد حمايت من حدود ۷ ميليون راى آورد و طرف ديگر
بيش از بيست و چند ميليون راى آورد و رئيس جمهور شد، در
طول اين سال ها حتى يك نفر از آن بيست و چند ميليون نفر
نه تنها تعرضى به بنده نداشتند و هرگز توهين نكردند،
بلكه بارها با محبت با هم صحبت داشتيم، اما امروز اعضاى
شما كه عددى و تعداد بسيار اندكى هستيد، اين گونه رفتار
مى كنيد، شماها چندين نفر بيشتر نيستيد و خيال و وهم
داريد كه زياديد. دور خودتان مى نشينيد و گمان مى كنيد
همه حقيقت را داريد و بى شماريد... و همه اسلام را
داريد، برويد توبه كنيد. اين كارهاى شما نه اسلامى است
نه دينى و نه اخلاقى... وى از امام ياد كردند و در حالى
كه به شدت نگران و ناراحت بودند از منبرپائين آمدند
- یه نفر لامپ خونش می سوزه می ره داروخونه می گه آقا یه پماد سوختگی بدین.
- یکی تو پاش میخ می ره نتونست درش بیاره کجش می کنه
- یه سوال. چرانیوتون از اینکه سیب افتاد تو سرش تعجب کرد
جواب: آخه زیر درخت گلابی نشسته بود.
- یه نفر دندوناش از طلا بود شبا تو گاو صندوق می خوابید.




