تبليغاتX
هاشمي دوست داريم

هاشمي دوست داريم

وبلاگ بروبچ طرفدار هاشمي

داستان کوتاه 4

كودك در چمنزار

. كودك نجوا كرد: « خدايا با من صحبت كن » و يك چكاوك آواز خواند ، ولی كودك نشنيد
. پس كودك با صدای بلند گفت : « خدايا با من صحبت كن » و آذرخش در آسمان غريد ، ولی كودك متوجه نشد
.كودك فرياد زد: « خدايا يك معجزه به من نشان بده » و يك زندگی متولد شد ، ولی كودك نفهميد
.كودك نااميدانه گريه كرد و گفت: « خدايا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم » ، پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد
! ولی كودك بالهای پروانه را شكست و در حالی كه خدا را درك نكرده بود از آنجا دور شد
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 18:22  توسط طرفدار هاشمي  | 

داستان کوتاه 5


نوشته روی ديوار

مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت ، زنبيل سنگين را داخل خانه كشيد .
پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و ميخواست كار بدی را كه تامی كوچولو انجام داده ، به مادرش بگويد .
وقتی مادرش را ديد به او گفت: « مامان ، مامان ! وقتی من داشتم تو حياط بازی ميكردم و بابا داشت با تلفن صحبت می كرد
تامی با يه ماژيك روی ديوار اطاقی را كه شما تازه رنگش كرده ايد ، خط خطی كرد ! »
مادر آهی كشيد و فرياد زد : « حالا تامی كجاست؟ » و رفت به اطاق تامی كوچولو.
تامی از ترس زير تخت خوابش قايم شده بود ، وقتی مادر او را پيدا كرد ، سر او داد كشيد : « تو پسر خيلی بدی هستی » و بعد تمام ماژيكهايش را شكست و ريخت توی سطل آشغال .
تامی از غصه گريه كرد.
ده دقيقه بعد وقتی مادر وارد اطاق پذيرايی شد ، قلبش گرفت و اشك از چشمانش سرازير شد .
تامی روی ديوار با ماژيك قرمز يك قلب بزرگ كشيده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم!

مادر درحاليكه اشك ميريخت به آشپزخانه برگشت و يك تابلوی خالی با خود آورد و آن را دور قلب آويزان كرد.
بعد از آن ، مادر هرروز به آن اطاق می رفت و با مهربانی به تابلو نگاه ميگرد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 18:22  توسط طرفدار هاشمي  | 

داستان کوتاه 3

ایمان

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندين مدال المپيک بود، به خدا اعتقادی نداشت.
او چيز هايی را که درباره خداوند و مذهب می شنيد مسخره می کرد.
شبی مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن و همين برای شنا کافی بود.
مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شيرجه برود.
ناگهان سايه بدنش را همچون صليبی روی ديوار مشاهده کرد.
احساس عجيبی تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پائين آمد و به سمت کليد برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.
آب استخر برای تعمير خالی شده بود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 18:4  توسط طرفدار هاشمي  | 

چند جمله "برو باهاشون حال کن"

ا چهل سالگي كه مغزم خوب كار ميي‌كرد به رياضيات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگي كه ذهنم ضعيف شده‌بود به فلسفه روي آوردم و در اواخر كه به‌كلي كله‌ام كار نمي‌كرد به سياست!   (برتراند راسل)  1
*********************************************
به مشكلاتت بخند تا هميشه از خنده روده‌ بر شوي!   2
*********************************************
يك گله گرگ با رهبري يك گوسفند از يك گله گوسفند با رهبري يك گرگ شكست خورد.     3
*********************************************
روزي يك فيلسوف يوناني در ميدان شهر فرياد مي‌زند كه من دروغگو هستم! مردم كلي به او مي‌خندند. اما اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه اين حرف او هم يكي از دروغ‌هايش است!   4
*********************************************
اگر كسي به تمام آرزوهايش برسد خودكشي مي‌كند. (فكر مي‌كنيد دليلي براي زنده‌ ماندن داشته باشد؟)  پس خوشحال باشيم كه آرزوهاي برآورده نشده داريم و به اميد رسيدن به آنها زندگي مي‌كنيم.   5
********************************************
بعضي‌ها براي دوستانشان مثل چتري در روز باراني هستند. منتهي چتري كه  گير كرده و هيچوقت باز نمي‌شود   6

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 17:48  توسط طرفدار هاشمي  | 

حالا یک کمی از مردها ...

فرق شوهر كردن و سگ نگه داشتن چيه؟
                                                                   سگ گند به فرشت ميزنه, مرد به زندگيت

 چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
 آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

 ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
 هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
 ... ببخشيد چي گفتي؟

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...


بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

 مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
 دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

 بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
 شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

 به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
 يك شروع خوب!

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
 خوش گذشت؟
 عالي بود! خيلي كيف كردم!
 خوب حالا چقدر خرجت شد؟
 ده هزار دلار!
خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:
 خوش گذشت؟
 عالي بود! خيلي كيف كردم!
 خوب حالا چقدر خرجت شد؟
 ده دلار!
 مگه ميشه؟
 چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

 چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
 معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

 به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
 خواجه!

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
 يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

 فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
 هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

 وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
 هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

 وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
 كار نيكو كردن از پر كردن است!

 به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
 بيوه.
 به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
 بيوه.

 چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
 چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

 خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
 خوب پس زياد زجر نكشيده!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 12:30  توسط طرفدار هاشمي  | 

اگر دنيا دست زنها بيفتد

اگر دنيا دست دخترها بيفتد ال مي شود يا بل ميشود؟

يك روزنامه نگار سيبيل كلفت مي گويد: اوا! خدا آن روز را نياورد مگر از جان و مال و ناموس و زندگيمان گذشتهايم؟

يك متخصص فناوريهاي نوين ميگويد: همهمون را ميذارن سينه ديوار، نفري يه گلوله خرجمون ميكنند به چه قشنگي! بعدش هم ميگن حيف همون يه گلوله!!!) (آدم فهميده به اين ميگن)


يك كارشناس ارشد غذاهاي دريايي عقيده دارد: روزي كه دنيا بيفتد دست اين ضعيفهها، اركان نظامهاي دموكراتيك مرد مدار، به لرزه ميافتد. روز اول مردها را كنج خانه ها به امر خطير "بشور و بساب" ميگمارند، خودشان به خيابانها مي آيند يك رفراندوم راه مياندازند كه تنها زنها در آن حق راي دارند. بعد نتيجه شمارش آرا با نظارت شوراهاي يك روزه اين ميشود كه 9/99 درصد راي دهندگان به خروج آقايان از حا?ميت راي مي دهند! (آن يك دهم درصد را هم براي افه دموكراسي كنار ميگذارند.))


كامران خان همسايه مامانم اينها ضمن اشاره به انقراض حكومتهاي زن سالار در هزارههاي پيشين و مسبوق به سابقه بودن ش?ستهاي مكرر زنان در اداره امور مملكتي فرايند سپردن امور به ضعيفه ها را فرآيندي از پيش شكست خورده ميداند. (حرف مفت ميزنه حسود!!)


اما خواهر يك كودك فهيم ميگويد: آهاي! آقايان بيچاره! همين حالا هم دنيا دست زنان ميباشد، (شما توي باغ نميباشيد)!)
به نقل از وبلاگ "شاطر شيطان (www.nikolas.persianblog.com)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 12:22  توسط طرفدار هاشمي  |