آخر جملات باحال ...
چندي نگذشته بود که به حکم حاکم قبرستان ويران شد و تکه ي اموات و سنگ و کلوخ گورشان به طرفي افتاد.
1- به من بگو نگو ، نميگويم ، اما نگو نفهم ، که من نمي توانم نفهمم ، من مي فهمم .(دکتر علي شريعتي)
2- شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد .(کيم وو چونگ )
3- اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .(مارکز)
4- بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است . (برايان تريس)
5- در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است .(گوته)
6-با بي توجهي بر امور پست بر ارزش خود بيافراييد حضرت علي (ع)
7-وقتي با مشکلي روبرو مي شويد و ميترسيد نصف قدرت خود را ازدست داده ايد (مارک تواين)
8-از دو چيز به خدا مينالم سادگي و بيهوشي مردم درستکار و زيرکي و فراست افراد متقلب و خائن (حضرت علي(ع))
9-هر گاه که اندوهناکيد باز در دل خود بنگريد تا ببينيد که به راستي گريه شما از براي آن چيزي است که مايه شادي شما بود ه است (جبران خليل جبران)
10- اگر کسي را دوست داري , او را رها کن
اگر به دنبالت آمد ,بدان که مال تو است و به دستش خواهي آورد
اما اگر به دنبالت نيامد , بدان که از اول هم مال تو نبوده است !!(شکسپير)
11- خاطره نفرت نيرومندتر از خاطره محبت است .(کوندرا)
12-تا خود را از هر جهت کامل و شايسته نديدي , قضاوت نکن .(پوشکين)
13- شايد زندگي قصه اي است که کودکان از آن آگاهند که زندگي را با گريه آغاز مي کنند
14-داناي بي وجدان هيچگاه صاحب روحي پاک نخواهد بود .(رابله)
15-اغلب آنهايي پيروز و موفق مي شوند که کمتر تعريف و تمجيد شنيده باشند .(زولا)
16-آنکه به صبح مي انديشد ، هميشه مي خندد .(کوندرا)
17- هيچکس قادر به پيشگوئي يا کنترل آينده نيست . اما هرچه بيشتر براي به وقوع پيوستن روياهاي آينده ات برنامه ريزي کني ، نگراني و اضطرابت در زمان حال کمتر خواهد شد .
(اسپنسر جانسون )
18-معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش .(ابوعلي سينا)
19- هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست . (داير)
20-حضور در زمان حال ، يعني دور کردن حواس پرتي ها و توجه به آنچه در همين لحظه است .(جانسون)
21-حقيقت را همانطور که هست بپذير .(اوستان)
22-خود را بشناس ، چرا که زندگي ارزشيابي نشده ، ارزش زيستن ندارد .(سقراط)
23- نخستين گام براي از ميان برداشتن يک ملت ، پاک کردن حافظه آن است .(هوبل)
24-حرمت و اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه با ديگران مشکن ( نانسي سيمس )
25-هر روز همان روز را زندگي کن و بدينسان تمامي عمر را زندگي کرده اي ( نانسي سيمس)
26-همه چيز در آن لحظه به پايان مي رسد که قدمهاي تو باز ايستد ( نانسي سيمس )
27-به همه عشق بورز _ به تعدا کمي اعتماد کن و به هيچ کس بدي نکن . ( شکسپير )
28-عده اي بزرگ زاده مي شوند عده اي بزرگي را بدست مي آورند و عده اي بزرگي را بدون
آنکه بخواهند با خود دارند . ( شکسپير )
29-به خود راست بگو آنگاه توان دروغ گفتن به هيچ کس را نخواهي داشت ( شکسپير )
30-به ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد ( دانته )
31-بهشت نيز در تنهايي ديدني نيست ( دانته )
32-بايد ترسيد آنگاه که مستبدان مهربان مي شوند . ( شکسپير )
33- آنانکه پيروز مي شوند همان هايي هستند که از مشورت دوستان بهره مي برند. ( شکسپير )
34-احساس شرم کمتر ، نتيجه گناهي بزرگتر است . ( دانته )
35- به آنچه که کرده اي غم خوردن بي فايده است . ( شکسپير )
36- اگر شرافتم را از دست بدهم ، وجودم را از دست داده ام . ( شکسپير )
37- شرافت مرا از من بگيرو بنگر که چگونه زندگي من تباه مي شود . ( شکسپير )
38- عادل باش و هراسي به دل راه نده . ( شکسپير )
39-دنيا دو روز است
يک روز با تو و روز ديگر عليه تو
روزي که با توست مغرور مشو و روزي که عليه توست نااميد مگرد
زيرا هر دو پايان پذيرند( امام علي(ع))
40-اگرانسانها قدرت خواندن افکار يکديگر را داشتند اولين چيزي که در جهان از بين ميرفت عشق بود .! (راسل)
41-كسي كه به خورشيد مي نگرد تاريكي ها رانمي بيند . به خوبيهاي مردم فكر كنيد تا بديهاي آنان را نبينيد(هلن كلر)
42-هزار بار شكست خوردم تاشكست دادن را آموختم (ناپلئون بناپارت )
43-جز با عشق و محبت طالب ازدواج مباش ولي خواهان کسي شو که مستحق ابراز علاقه و يگانگي باشد (لا پو سه )
44-عشق بلايي است که همه خواستارش هستند(افلاطون )
45-اين زيبايي نيست که آفريننده عشق است
بلکه اين عشق است که آفريننده زيبايي است (تولستوي )
46-در زنگي هر چقدر متظاهرتر باشي ، ناراحت تر هستي (آنتوان چِخوف)
47-براي قضاوت ميانِ خوب و بد ، بايد چشمانِ خدا را داشت (آنتوان چِخوف)
48-يا بايد به مردم اعتماد كنيد يا زندگي برايتان غيرِ ممكن مي شود (آنتوان چِخوف)
49-اگر از تنهايي نمي ترسيد ، ازدواج كنيد( آنتوان چِخوف)
50-آن كه به گفتارسخنچين گوش مي دهد ,دوست رااز دست مي دهد.!(حضرت علي (ع) )
51-مايوس مباش ! زيرا ممكن است آخرين كليدي كه در جيب داري قفل را بگشايد.!!!(ترودي ديگ)
52- مراقب باشيد چيزهايي كه دوست داريد به دست آوريد.وگرنه مجبور مي شويد چيزهايي كه به دست مي آوريد دوست داشته باشيد .!!(برنارد شاو )
53-ما ... از جنس روياهايمان هستيم ... ( ويليام شكسپير )
54-نيکوست که ثروتمند باشي و پرتوان ، اما نيکوتر آن است که دوستت بدارند . ( اورپيدوس )
55- کاميابي تنها در اين است که بتواني زندگي را به شيوه خود سپري کني . ( کرستوفر مورلي )
56- آنانکه آفتاب را به زندگي ديگران ارزاني مي کنند ،نمي توانند خود از آن بي بهره باشند .( سرجيمزباره)
57- براي آن کس که ايمان دارد ، ناممکن وجود ندارد . ( انجيل )
58- اگر آفتاب را به نظاره بنشيني، سايه را نتواني ديد . ( هلن کلر )
59-آرزومند آن مباش که چيزي غيرازآنچه هستي باشي ،بکوش درکمال آنچه هستي باشي . (سنت فرانسيس دي سلز)
*وقتي خدا به تو ميگه : باشه ! دقيقاًهمون چيزي رو که ميخواي به تو ميده .. وقتي ميگه : نه ! .. يه چيز بهتر به تو ميده و وقتي ميگه : صبر کن ، داره بهترين چيز رو براي تو آماده ميکنه !!!
*به خانه دوست زياد رفت و آمد کن. در جاده اي که استفاده نشود علفهاي هرز زياد مي رويد.
*از کساني باشيم که جهان را به سوي تازگي و آباداني و مردم را به سوي راستي و پارسايي راهنمايي ميکنند.
*خوشبختي از ان کسي است که در پي خوشبختي ديگران باشد .
*بهترين گفته ها را به گوش بشنويد با انديشه ي روشن بر آن بنگريد سپس هر زن و مرد آزادانه راه خود را بگزينيد.
*آدما مثل يه کتاب مي مونن, که تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن.
پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني ,تا زود تموم بشي
براي اينکه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يه کتاب ديگه!!
*دوست واقعي کسي ست که داشته هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند!!
* هميشه چنين بوده است که مهربه ژرفاي خودپي نميبردتاآنگاه که ساعت فراق فراميرسد .
*طولاني ترين راهها با اولين قدم اغاز ميشوند
*براي يك كشتي كه مقصدي ندارد باد موافق معني ندارد
*اگر به دنبال دو خرگوش بدويد هيچكدام را نميگيريد
*بهترينها و زيباترينها در جهان نه ديده مي شود و نه حتي لمس ميشود، آنها تنها بايد در دل ديده و لمس کرد .
*هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.
گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
*بعد از فعل عاشق شدن ياري دادن زيباترين فعل جهان است
*دوست که تقاضا مي کند فردا وجود ندارد ( ضرب المثل قديمي )
*وقتي با انگشت کسي را نشان مي دهيم به ياد داشته باشيم که سه انگشت ديگر به طرف خودمان است .
* ساده باشيم ؛ چه در باجه بانک چه در زير درخت .
*هر جا كه دري بود به شب در بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند...
*درست در لحظه اي كه انسان كوچكترين نشانهاي از آنچه طلبيده است نمي بيند بايد براي آن تدارك ببيند
*اگر نامردها نبودند مردها راحت تر شناخته مي شدند
*اين دنيا براي دوست داشتن جاي خيلي کوچکيست
*هر فردي يک شخصيت هست ولي ممکن است داراي شخصيت نباشد
*خـداونـد هيچـوقت همه خوبيها را به يک نفر يکجــا نمي دهد
*مردانِ ماهيگير خوب مي دانند كه هر موج فقط يکـبـارفرصت دارد تا سرش را بـر ساحل بكوبد
*هميشه عشقِ بــزرگ بدنبالِ نـفـرتِ بـزرگ مي آيـدو نـفـرت بـزرگ هم بـدنبـال عشقِ بـزرگ
*گاهي براي اينكه صاحبِ چيزي شوي بايد ازآن بگذري
*زن زيبا بهشت چشم
دوزخ روح و برزخ جيب است !
*تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن
*اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير !
*اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار !
*وجود داشتن يك انسانخوببيشتر در روي زمين بهتر از يك فرشته ي اضافي در بهشت است.!!!
*اگر غصه هاي بي حاصلي كه خورده ايم حساب كنيم,خيلي غصه خواهيم خورد.!!!
* دوستت دارم نه تنها براي آنچه که هستي ، بلکه براي آنچه که هستم ، هنگامي که با توام .
اين جمله نيست بلکه يه مطلب جالبه که خوندم و چون خوشم اومد خواستم که دوستا نم رو هم بي نصيب نگذارم اميدوارم که خوشتون بياد
داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد .
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ...
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- خدايا نجاتم بده
- آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم كه مي تواني
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ...
لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...
و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محكم چسبيده ايد ؟ آيا ميتوانيد رهايش كنيد ؟
درباره ي تدبير خدا شك نكنيد . هيچ گاه نگوئيد او مرا فراموش يا رها كرده است . و به ياد داشته باشيد كه او هميشه با دست راست خود شما را در آغوش دارد
